((مهندسی ارزش ))
معرفي مهندسي ارزش:
مهندسي ارزش(Value Engineering)، تلاشي است سازمان يافته كه با هدف بررسي و تحليل تمام فعاليتهاي يك طرح، )از زمان شكلگيري تفكر اوليه تا مرحله طراحي و اجرا و سپس راه اندازي و بهره برداري( انجام مي شود و به عنوان يكي از كارآمدترين و مهم ترين روشهاي اقتصادي در عرصه فعاليتهاي مهندسي، شناخته شده است.
مهندسي ارزش در چهارچوب مديريت پروژه، ضمن اينكه به تمام اجزاي طرح توجه مي كند، هيچ بخشي از كار را قطعي و مسلم نمي داند. هدف مهندسي ارزش، زمان كمتر براي رسيدن به مرحله بهره برداري بدون افزودن بر هزينه ها يا كاستن از كيفيت كار است.
افزايش پيوسته هزينه هاي اجرايي و توسعه روز افزون فن آوري، حذف آن بخش از هزينه ها را كه نقشي در ارتقاي كيفيت ندارند و از لحاظ اجرايي نيز غير ضروري مي باشند، الزامي ساخته است. به كارگيري مهندسي ارزش در پروژه هاي اجرايي با توجه به پيچيدگي كارها به ويژه در طرحهاي بزرگ اجرايي، مي تواند به ابزار بي چون و چراي مديريت در كنترل هزينه ها تبديل شود. هدف اين روش، از ميان برداشتن يا اصلاح هر چيزي است كه موجب تحميل هزينه هاي غير ضروري مي شود، بدون آنكه آسيبي به كاركردهاي اصلي و اساسي طرح وارد آيد. مهندسي ارزش، مجموعه اي متشكل از چندين روش فني است كه با بازنگري و تحليل اجزاي كار، قادر خواهد بود، اجراي كامل طرح را با كمترين هزينه و زمان تحقق بخشد. هزينه طرح در اين مقوله نه فقط هزينه هاي طراحي و اجرا بلكه هزينه هاي مالكيت شامل بهره برداري، تعمير و نگهداري و هزينه هاي مصرف در سراسر دوره عمر مفيد طرح را نيز شامل مي شود. روشهاي مهندسي ارزش مي تواند موجب اصلاح و ارتقاي كيفيت فرايندهاي توليد صنعتي و انجام طراحي هاي جديد در هر مرحله از يك پروژه اجرايي گردد. برخلاف آنچه كه در صنايع توليدي مرسوم است و مي توان يك روش اصلاحي را همواره در مراحل بعدي توليد يك محصول خاص نيز اجرا كرد، در پروژه هاي ساختماني كه هر سازه داراي شرايط ويژه اي است، حدود به كارگيري يك روش اصلاحي مهندسي ارزش، محدود به همان پروژه است, گذشته از اين، امكانات صرفه جويي در هزينه هاي يك پروژه اجرايي نيز در مراحل مختلف آن تفاوتهاي بسيار پيدا مي كند. با آنكه روش مهندسي ارزش را مي توان در تمام مراحل يك پروژه اجرايي به كارگرفت، بيشترين مزاياي آن زماني حاصل مي شود كه در نخستين مراحل برنامه ريزي و طراحي به كار گرفته شود. نوآوري و جنبه هاي كاربردي مهندسي ارزش، اين روش را از روشهاي سنتي و متعارف كاهش هزينه ها، متمايز مي گرداند. روشهاي سنتي كاهش هزينه ها، عموماً از تجربيات گذشته، نگرشها و عاداتي كه جنبه تكرار به خود گرفته است، تبعيت مي كند و اثري از خلاقيت در آنها ديده نمي شود. مهندسي ارزش برعكس، اطلاعات، شناسايي عرصه هاي مشكل دار، پيشنهاد و تدوين روشها و طرحهاي ابتكاري، پرورش انديشه هاي نو و تلفيق همه جانبه ديدگاههايي را كه قرار است توصيه شود، مطرح مي سازد.
سير تاريخي مهندسي ارزش:
"تحليل ارزش" به صورت يك روش فني ويژه ، در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم صورت گرفت . كار طراحي و تدوين اين روش به دستور هنري ارليچر(Henry Erlicher ) معاون فني بخش خريد هاي شركت جنرال الكتريك آغاز شد . در سال 1947 اين وظيفه برعهده لارنس مايلزLawrence D.Miles) )مهندس ارشد شركت جنرالالكتريك نهاده شد . مايلز كه مبتكر و بنيانگذار مهندسي ارزش بهشمار مي رود ، يك روش رسمي رابه اجرا درآورد كه در جريان آن چندين گروه از كاركنان شركت ، عملكرد محصولات توليدي شركت جنرال الكتريك را بررسي ميكردند . روش" تحليل ارزش" به عنوان يك استاندارد در شركت جنرال الكتريك پذيرفته شد و به تدريج شركتهاي ديگر و برخي سازمان هاي دولتي نيز اين رو ش جديد را به عنوان ابزاري براي كاستن از هزينههاي خود به كار بستند . نتيجه اين شدکه روش وتکنيک" مهندس ارزش" به وجودامد.
اولین سمینارمهندسی ارزش برای کشورهای روبه توسعه ازتاریخ دوم تاچهارم ژوئن 1980 درشهر Jamshedpur هند برگزارشد.این سمینارتحت نظارت شورای بهره وری Jamshedpur برگزارشد.
سال 1992 فدراسیون جهانی مهندسی ارزش تشکیل شد.
سال 1996 باتغییر نام بهSAVEبین المللی جامعه مهندسین ارزش با تحول جدیدی روبروشد
Ø در ايران از سال 1378 موضوع مهندسي ارزش در برخي دانشگاهها، وزارت نفت و سازمان مديريت و برنامهريزي كشور مطرح گرديد و سمينارهايي در اين زمينه برگزار شد.تدوین دستورالعمل ارجاع کاروانعقاد قراردادباواحدهای خدمات مهندسی ارزش توسط سازمان مدیریت وبرنامه کشور درسال1379دورنمای روشن وامیدوارکننده ای رابرای توسعه فرهنگ وبه کارگیری مهندسی ارزش وتدوین الزاما ت قانونی ورفع موانع دراین زمینه ترسیم نموده است .درحال حاضر اجرای مهندسی ارزش جنبه جدی به خود گرفته است .دروزارت راه وترابری ووزارت نیرو،پروژ های بسیاری مورد بررسی مهندسی ارزش قرارگرفته ونتایج مفید وموثری داشته است.
برنامه کاری مهندسی ارزش:
برنامه کاری مهندسی ارزش ارایه ای ازرویکردها وعملکرد لازم برای بدست اوردن جواب بهتروموثرتر برای مساله می باشد.برنامه مهندسی ارزش شامل هفت فاز به شرح ذیل می باشد:
1) فاز عمومی : درطول فازعمومی روند را باسازمان دهی نیروی کار،مشخص نمودن تصمیم گیرنده،انتخاب محدوده کار،تخصیص عملکرد به هرکدام از اجزائ وجهت دهی به کار گروهی سامان داده می دهند.
2) فاز اطلاعات : درفاز اطلاعات مساله به اشکال خاص تجزیه می شود.ازکلی گویی پرهیز می گردد.تمامی اطلاعات مربوط بطور دقیق ومعنی دار جمع اوری می شودتا در تصمیم گیری کمک نماید .
3) فاز عملکرد : فاز عملکرد مشتمل بر کلیه تلاش هایی است که برای ارزش صورت می گیرد.عملکردهای اصلی وفرعی تعریف می شوند.عمل در ترکیب دو کلمه فعل واسمبیان می گردد.اولی بیانگر عملی است که جزء مورد نظر انجام می دهدواسم بیانگر شیء مورد عمل ویا ان چیزی است که عمل روی ان صورت می گیرد
4) فاز خلاقیت : درفاز خلاقیت ، روشهای خلق ایده های جدید بکارگرفته می شود.این روش برای خلق انبوهی از ایده هادررابطه با محصولات،فرایندها،روش هاوغیره برای رسیدن به عملکرد ویا عملکردهای تعریف شده بکار می رود.
5) فاز ارزیابی : درفازارزیابی ،ذهن قضاوت گرا به فعالیت وادارمی سود.عقاید وایده هایی که که درفاز خلاقیت ایجاد گردید تصفیه ،اصلاح وترکیب می گرددتا پیشنهاد مورد نظرحاصل شود.
6) فاز بررسی و توسعه : ایده های خلاقی که دربالا تصفیه ، ارزیابی ومقایسه شد ،درفاز تحقیق وبررسی در معرض تجدید نظر قرارمی گیرند.با کمک گرفتن از مشاورین صنعتی استفاده از استانداردهای ملی که مورد استفاده قرار می گیرد منجر به راه حلهای منطقی ،عملی با هزینه پائین می گردد.
7) فاز توصیه : درفاز اجرا جنبه هایی ازقبیل چه چیز احتیاج است؟(منابع،بودجه،زمان ،افراد،کمک وغیره)مورد نظر قرارگرفته وپس از تایید تصمیم گیرنده مراحل اجرایی آغاز می شود .
تعاريف و توصيف هاي مرتبط با مهندسي ارزش:
v مهندسي ارزش را بازنگري خلاق و سازمانيافته ارزشها (Value) و هزينهها (Cost) به منظور بيشينهكردن شاخص ارزش (Function / Cost) تعريف نمودهاند.
v هدف مهندسي ارزش از ميان برداشتن يا اصلاح هر عاملي است كه موجب تحميل هزينههاي غيرضروري ميشود، بيآنكه آسيبي به كاركردهاي اصلي و اساسي سيستم وارد آيد. دستور كار مهندسي ارزش، بهبود مداوم طراحي و اجرا است.
v مهندسي ارزش تكنيكي مؤثر براي كاهش هزينهها، افزايش سودآوري و بهرهوري، بهبود كيفيت بدون كاستن از جاذبههاي ظاهري و جلوگيري از تاثير سوء بر محيط زيست است.
v مهندسي ارزش به كارفرما اطمينان ميدهد كه پروژهها ميتوانند با بازدهي بيشتر انجام شوند.
v ·روش هاي مهندسي ارزش ميتواند موجب اصلاح و ارتقاء كيفيت محصولات يا روش ها يا فرآيندهاي توليد و انجام طراحي هاي جديد در هر مرحله از مراحل اجرايي يك پروژه شود.
اصول بنیادی مهندسی ارزش:
آنچه از تجربيات اجراي مهندسي ارزش تا كنون حاصل شده است، كشف و تدوين برخي مفاهيم و اصول بنيادي است كه اساس رشد و تكامل روشهاي مهندسي ارزش قرار گرفته است. اين اصول بنيادي عبارتند از:
1- بهره گيري از كارشناسان چند تخصصي براي اعمال تغييرات.
2- تكميل تدريجي تغييرات از طريق مطالعه و بررسي عيني كار.
3- بهره گيري از يك منطق اساسي براي طرح پرسش ها.
4- برنامه ريزي انجام كار.
در طي چندين سال، روشهاي فني مهندسي ارزش همانند عرصه هاي به كارگيري آن، گسترش پيدا كرد. امروزه تحليل يا مهندسي ارزش، رشته اي شناخته شده براي ارتقاي ارزش توليدات يا خدمات به شمار مي رود.فرآيند مهندسي ارزش، فرآيندي منطقي و ساختار يافته است كه در آن از يك گروه كارشناس چند تخصصي براي هدفهاي زير استفاده مي شود:
1- انتخاب پروژه يا محصول مناسب براي تحليل با توجه به زمان صرف شده براي مطالعه.
2- مشخص كردن و اندازه گيري كردن ارزش جاري يك پروژه و محصول يا اجزاي تشكيل دهنده آن با توجه به عملكردهايي كه نيازها، هدفها و خواستهاي يك پروژه را برآورد مي سازد.
3- تدوين و ارزيابي گزينه هاي جديد براي تخمين يا ارتقاي كيفيت بخشهاي وابسته با هزينه كمتر.
4- انطباق گزينه جديد با بهترين راه عملي كردن آن.
گروه مهندسي ارزش از طراحان، پيمانكاران، تحليل گران ارزش و كارفرماي يك پروژه اجرايي تشكيل مي شود. اين گروه گرچه در كنار يكديگر و در پروژه اي واحد كار نمي كنند اما از لحاظ موضوع به يكديگر مربوط بوده و با زمينه هاي تخصصي مجموعه نيز آشنايي دارند.
مهندسي ارزش چون موجب كاهش هزينه هاي اجرايي و صرفه جويي در هزينه ها مي شود، از اين رو كارفرمايان تمايل دارند تا با پرداخت حق الزحمه جداگانه اي به تحليل گران ارزش، همواره از حضور و تداوم فعاليت گروه تحليل گر ارزش در كنار خود، بهره مند باشند.
مهندسي ارزش در دنيا كارايي خود را اثبات كرده است:
چهاردهمين اجلاس ً انجمن آمريكايي مهندسان ارزش ً كه در سال 1973 به تشريح دستاوردهاي مهندسي ارزش پرداخت، مشخص نمود كه به ازاي هر يك دلار سرمايه گذاري براي اجراي مهندسي ارزش چيزي حدود 53/4 دلار صرفه جويي در هزينه هاي اجرايي بدست آمده است، به نحوي كه از زمان به كارگيري مهندسي ارزش در آمريكا تا سال 1973 معادل 8/1 ميليارد دلار صرفه جويي شده است. اين صرفه جويي تا سال 1989 به بيش از 3/4 ميليارد دلار افزايش يافته است. بازده مهندسي ارزش از سال 1973 تا سال 1995 براي هر يك دلار هزينه سرمايه گذاري شده، مبلغي حدود 15 تا 30 دلار بوده است. در آمريكا و كانادا استفاده ازمهندسی ارزش در صنايع عمده، عموميت داشته و در طرحهاي عمومي (دولتي) اجباري می باشد. مهندسي ارزش در دايره عمران آمريكا در بين سالهاي 1996 تا 2000 بيش از 35 ميليارد دلار صرفهجويي در پي داشته و از 55 ميليارد دلار هزينه اضافي نيز جلوگيري نموده است .
در ژاپن از 698 شركت كه مورد بررسي قرار گرفتهاند، حدود 71 درصد، مهندسي ارزش را در توليد محصولات و ارائه خدمات خود به کار برده اند.
در حاليكه 85 درصد درآمد عربستان ، به عنوان ثروتمندترين كشور عربي ، از فروش نفت حاصل ميشود، بيش از بيست سال است كه مهندسي ارزش را در دستور كار خود قرار داده است .
((پايان))
((گرايششناسي مهندسي صنايع))
در اين بخش به معرفي گرايشهاي مهندسي صنايع در مقاطع كارشناسي ، كارشناسي ارشد و دكترا خواهيم پرداخت و كاركرد ، وظايف ، ويژگيها و حتي واحدهاي درسي هر يك از اين گرايشها را به روشني تببين خواهيم نمود و تفاوتهاي آنان را از يكديگر باز خواهيم شناخت .
در پايان اين گامهاي ششگانه ، اشرافي جامع بر گرايشهاي دانشگاهي مهندسي صنايع حاصل كردهايم .
گرايشهاي مهندسي صنايع را بيشتر بشناسيم !
مهندسي صنايع در مقطع كارشناسي در چهار گرايش تقسيمبندي ميشود :
1- توليد صنعتي
2- برنامهريزي و تحليل سيستمها
3- تكنولوژي صنعتي
4- ايمني صنعتي
دو گرايش توليد صنعتي و تحليل سيستمها در قياس با گرايشهاي ايمني صنعتي و تكنولوژي صنعتي ، به دليل حوزه مفاهيم پيچيدهتر ، گستردهتر و كاربرديتر ، داراي برجستگي چشمگيري در سطح دانايي و توانايي ميباشند ، دانشجوياني با سطح علمي بالاتري را به خود ميپذيرند و به همين دليل گرايشهاي اصلي مهندسي صنايع به شمار ميآيند . از اين رو پيرامون اين دو گرايش در گامهاي آتي شرح كاملتري بيان خواهيم نمود .
مهندسي صنايع در مقطع كارشناسي ارشد داراي چهار گرايش ميباشد :
1- مهندسي صنايع
2- مهندسي سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي
3- مديريت سيستم و بهرهوري
4- مديريت مهندسي
گرايش مهندسي صنايع ، گرايش برتر كارشناسي ارشد به شمار ميآيد كه به فارغالتحصيلان كارشناسي همين رشته اختصاص دارد ؛ سطح رقابتي براي ورود به اين گرايش بسيار بالاست و با توجه به كميت پايين پذيرششوندگان ، نخبگاني كه احاطه افزونتري به دروس آزمون ارشد داشته باشند قادر به ادامه تحصيل در اين گرايش ميباشند .
گرايش سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي ، به نوعي گرايش دوم مقطع كارشناسي ارشد در حساب ميآيد كه فارغالتحصيلان ساير رشتههاي فني - مهندسي نيز مجازند بخت خود را براي قبولي در اين رشته بيازمايند .
مديريت سيستم و بهرهوري را ميتوان چكيده دوره كارشناسي مهندسي صنايع دانست كه به فارغالتحصيلان ساير رشتههاي فني و مهندسي كه حداقل سه سال سابقه مديريتي داشته باشند اختصاص يافته است .
لازم به يادآوريست كه گرايش مديريت مهندسي ، به عنوان يكي ديگر از گرايشهاي كارشناسي ارشد مهندسي صنايع در حال گسترش بوده و هماكنون در دانشگاههايي نظير دانشگاه صنعتي اميركبير ، در اين گرايش نيز پذيرش صورت ميگيرد .
دوره دكتراي مهندسي صنايع مجموعهاي هماهنگ از فعاليتهاي پژوهشي و آموزشي است كه موجب احاطه و دستيابي دانشجو به آثار علمي در زمينه مهندسي صنايع و توانايي در تهيه متون تحقيقاتي ، نوآوري ، كمك به پيشرفت و گسترش مرزهاي دانش در اين رشته خواهد شد . دوره دكترا نيز شامل سه گرايش زير است :
1- مهندسي صنايع
2- سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي
3- مديريت سيستم و بهرهوري
گرايشهاي توليد صنعتي و برنامهريزي و تحليل سيستمها را بيشتر بشناسيم !
توليد صنعتي فن بهكارگيري مهارتهاي تكنيكي - اقتصادي و استفاده موثر و نظاميافته از نيروي انساني سازمان ، ماشينآلات ، تجهيزات ، سرمايه ، ساختمان و مواد به منظور توليد كالا با كيفيت و كميت مطلوب ميباشد .
برنامهريزي و تحليل سيستمها فن بهكارگيري روشهاي علمي جهت حل مسائل تصميمگيري و برنامهريزي در واحدهاي صنعتي - خدماتي ، شامل جمعآوري اطلاعات ، تجزيهوتحليل دادهها ، مدلبندي و حل مساله ميباشد .
با دقت و توجه موشكافانه در تعاريف فوق ميتوان رسالت ، اهداف و ويژگيهاي مهندسي صنايع را بيان نمود :
نخستين نكتهاي كه كه بايد بدان توجه كرد ، پويايي پنهانيست كه در ذات تعاريف فوق نهفته است ؛ اين جملات بيانگر حركتي مداوم و هميشگي هستند ، حركتي در جهت آنچه كه بهتر است يعني بهبود مستمر ، حركتي كه هيچگاه متوقف نميشود . شما برنامهريزي ميكنيد ، تصميم ميگيريد ، به اجرا درميآوريد ، تجزيهوتحليل مينماييد و آنگاه از نتايج حاصل جهت برنامهريزيهاي آتي بهره ميبريد ؛ اين چرخهايست كه هيچگاه از حركت باز نخواهد ايستاد و هماره رو به سوي بهبود دارد ، چرا كه ايستايي يعني مرگ و مجموعههاي پويايي چون واحدهاي صنعتي - خدماتي هيچگاه به مرگ تمايل ندارند .
نكته دوم آنكه هيچيك از تعاريف فوق بهتنهايي قادر به بيان آنچه مهندسي صنايع ادعا ميكند نيستند ، بلكه ايندو مكمل يكديگرند . گفتهايم كه ويژگي بارز مهندسي صنايع در تفكر بهبود مستمر وضعيت موجود بوده و هرگز از وضعيت موجود راضي نيست و تلاش مينمايد تا به سوي وضعيتي مطلوبتر حركت نمايد . در وهله اول ، تصميمگيري و برنامهريزي لازم است كه حركتيست به سوي هدف ، اما در گام بعدي بهكارگيري و اجراي برنامه يا تصميم و سپس تجزيهوتحليل نتايج ، تضمينكننده صحت آن ميباشند . گرايش توليد صنعتي به نگرش نظاممند ، منظم و علمي گرايش برنامهريزي و تحليل سيستمها نيازمند است و در نقطه مقابل ، برنامهريزي و تحليل نيز به نگرش اجرايي ، كاربردي و تجربي توليد صنعتي نياز دارد .
نكته سوم ، ديدگاه انجامدهي و هماهنگسازي است ، چراكه مهندسي صنايع گاه بايد عوامل متضادي چون نيروي انساني ، ماشينآلات ، زمان ، تجهيزات ، سرمايه ، ساختمان و مواد را در قالب يك مجموعه صنعتي - خدماتي آنچنان هماهنگ سازد تا مطلوبيت لازم در كيفيت و كميت توليد را بدست آورد . اين مساله ، ويژگي ديگري را يادآور ميشود كه همانا تفكر كلگرا ، جامع و نظاممند مهندسي صنايع ميباشد . وي در هنگام برخورد با هر مجموعه ، پيش از آنكه به جزئيات بپردازد ، آنرا به صورت كلي مشاهده مينمايد و به تعبيري از بالا يا بيرون نگاه ميكند ؛ او اجازه نميدهد تا يك بخش كوچك از آن مجموعه چنان مجذوبش نمايد كه از ساير قسمتها غافل گردد و ارتباط بخشهاي ديگر را با آن جزء نبيند . وي ميداند كه همكاري تمام آن مجموعه است كه كارايي كل را بدست ميدهد و انتظاري كه از مجموعه ميرود با هماهنگي تمام اجزا برآورده ميگردد .
گفته شد كه مهندسي صنايع با مجموعههاي پويايي چون واحدهاي صنعتي - خدماتي روبروست . هر مجموعه پويا داراي يكسري داشتهها يا وروديها ، يكسري ستادهها يا خروجيها و همچنين فراينديست كه اين داشتهها را به ستادهها تبديل نمايد . ويژگي مهندسي صنايع ، مشاهده همزمان اين سه عامل است و اين مساله خود موجب درك ارتباط بين مجموعهها و عوامل مختلف و اقدام در جهت هماهنگسازي و انجام آنها ميشود . يك مهندس صنايع چنانچه بتواند وروديها و خروجيها را اعم از فيزيكي و غيرفيزيكي در ذهن خود تصوير نمايد و همچنين پردازشها و فرايندهاي تبديل اين وروديها به خروجيها را مرور كند ، آنگاه به يقين خواهد توانست سازمان را به بهترين نحو اداره نمايد .
نكته چهارم ، اصل بيشينهسازي كلي است كه بهطور ذاتي در اين تعاريف به چشم ميخورد ؛ اگر شما يك مجموعه را بصورت جامع و نظاممند مشاهده كرديد ، درست نيست كه تنها سعي نماييد يك جزء آن را در مطلوبترين وضعيت و سطح ممكن نگه داريد و از ساير اجزا غافل بمانيد ؛ مهندسي صنايع ميگويد كل اين مجموعه ، يعني تمامي اجزاي آن در ارتباط با هم و به صورت هماهنگ بايد در يك سطح مطلوب قرار گيرند تا مطلوبيت كل مجموعه در بالاترين سطح قرار گيرد .
نكته پنجم واژه موثر در تعريف ذكر شده ، است ؛ اصولا در مهندسي صنايع مفهوم بهرهوري كاربرد فراواني دارد ؛ بهرهوري خود انواع مختلف دارد و عموما به صورت نسبت خروجيها (ستادهها) به وروديها (دادهها) تعريف ميگردد . دو ركن اساسي در افزايش بهرهوري هر مجموعه ، كارايي و اثربخشي ميباشند . كارايي نشاندهنده ميزان كل فعاليت ميباشد حال با هر مقصودي كه ميخواهد انجام شده باشد ، اما اثربخشي مبين آن قسمت از فعاليت است كه در راستاي رسيدن به هدف مجموعه انجام شده است ؛ بهكارگيري واژه موثر نيز به همين معنا ميباشد .
نكته ششم آن است مهندسي صنايع از روشهاي علمي جهت انجام كارهايش استفاده مينمايد . روشهاي علمي روشهايي هستند كه كه در موارد متعدد از بوته آزمايش و تجربه گذشتهاند و به بيان بهتر استاندارد گرديدهاند و اين دلمشغولي مهندسي صنايع است كه سعي ميكند در هر چرخه برنامهريزي ، اجرا و تجزيهوتحليل ، روشهاي مستند و استانداردي را در امور مختلف طراحي كند ، آنها را از حالت تجربهنشده خارج نمايد و وارد ذات فرايند داخلي آن مجموعه نمايد . دانش مهندسي صنايع سعي مينمايد براي تمامي شرايط ، روشهاي علمي خاصي را طراحي كند تا در موارد مشخص ، اين روشها را به عنوان ابزاري در اختيار مدير قرار دهد .
مطالب گفته شده ، به طور عمده ، مفاهيم زيربنايي و فلسفي مهندسي صنايع را تشكيل ميدهند به طوريكه مهندسي صنايع بايستي همواره تلاش نمايد ديدگاهها و برداشتهاي جديد و تازهاي از اين مفاهيم كشف و تجربه نمايد . مفاهيمي چون تصميمگيري و برنامهريزي ، مهارتهاي تكنيكي - اقتصادي ، موثر و نظاممند ، نيروي انساني ، زمان ، ماشينآلات ، تجهيزات و سرمايه ، هزينه ، توليد ، كيفيت و كميت و ارتباط اين مفاهيم از دغدغههاي اصلي مهندسي صنايع است .
نكات فوق از آن جهت بيان شده است تا تاكيد گردد هيچيك از گرايشهاي برنامهريزي و تحليل سيستمها و توليد صنعتي به تنهايي تمام مهندسي صنايع نيستند و تنها با حضور در كنار يكديگر ميتوان انتظار داشت مهندسي صنايع به اهداف خود نائل گردد .
در بيان دروس اساسي اين دو گرايش بايد گفت كه وجه اشتراك فراواني در اين ميان به چشم ميخورد ، دروسي نظير : كنترل پروژه ، كنترل كيفيت ، طرحريزي واحدهاي صنعتي ، كنترل توليد و موجوديهاي يك ، اصول مديريت و تئوري سازمان ، ارزيابي كاروزمان ، تحقيق در عمليات (2 & 1) ، اقتصاد مهندسي ، آمار مهندسي ، نقشهكشي صنعتي (2 & 1) .
در كنار اين ، آن دسته از دروسي كه براي يكي از دو گرايش اجباري ميباشند را دانشجويان گرايش ديگر ميتوانند به صورت اختياري اخذ نمايند و بدين ترتيب سطح اشراف خود را بر حوزههاي كاري مهندسي صنايع هرچه بيشتر افزايش بخشند .
دروس اجباري پراهميت گرايش توليد صنعتي كه براي گرايش برنامهريزي و تحليل سيستمها اختياري به شمار ميآيد عبارتند از : برنامهريزي توليد ، مهندسي فاكتورهاي انساني ، طراحي ايجاد صنايع ، برنامهريزي نگهداري و تعميرات ، برنامهريزي و كنترل توليد و موجوديهاي دو .
دروس اجباري پراهميت گرايش برنامهريزي و تحليل سيستمها كه براي گرايش توليد صنعتي اختياري به شمار ميآيد عبارتند از : تحليل سيستمها ، شبيهسازي ، طراحي سيستمهاي اطلاعاتي ، برنامهريزي حملونقل .
گرايشهاي ايمني صنعتي و تكنولوژي صنعتي داراي چه قابليت هايي ميباشند ؟
در گام پيشين ، دو گرايش اصلي مهندسي صنايع را شناختيم ؛ اينك به سراغ دو گرايش ديگر ميرويم كه اگرچه در جايگاه توجه پايينتري در قياس با توليد صنعتي و برنامهريزي و تحليل سيستمها قرار دارند اما خود از جمله رشتههاي كاربردي صنعت و خدمات بهشمار ميآيند و چهبسا كاركردهايي داشته باشند كه ساير رشتههاي فني و مهندسي از آنها بيبهرهاند . با تكنولوژي صنعتي آغاز ميكنيم :
در تعريف تكنولوژي صنعتي ميتوان گفت : فن بهكارگيري مهارتهاي اجرايي و ذكاوتهاي فني در جهت طراحي تجهيزات و تسهيلات مورد استفاده در بخش توليد و خدمات و تعيين تدابير لازم براي ساختوساز آنان ميباشد . (بهينهسازي در ساختوساز)
تكنولوژي صنعتي گرايشيست با بينشي فنيتر از دو گرايش توليد صنعتي و برنامهريزي و تحليل سيستمها كه مشابه كارشناسي ساخت و توليد در مهندسي مكانيك بوده اما مجهز به توانايي بهينهسازي ، آگاه به مسائل بهينهسازي ساخت و ساز فرآوردههاي صنعتي و نيز نگهداشت و راهاندازي فني واحدهاي اجرايي ميباشد . داراي توانايي انتقال و مديريت تكنولوژيست و نيز حفظ و حراست از آن كه به مدد امكانات سختافزاري و نرمافزاري در جهت حفظ و نگهداري نظام فني و اجرايي گام بر ميدارد ؛ با مديريت تكنولوژيهاي در دسترس يا مواردي كه در قالب انتقال تكنولوژي دادوستد ميشوند ، در جهت افزودن كميت و كيفيت فرآوردهها و نيز بهرهبرداري اثربخش از امكانات در دسترس ، اقدامات موثري انجام ميدهد . با استفاده از تجهيزات كامپيوتري و مدارهاي منطقي قادر است طيف وسيعي از خواستههاي اجرايي بشر را كه به دليل محدوديتهاي انساني به سهولت قابل تحقق نميباشند ، عينيت بخشد . مباحث اجرايي و مهارتي ساخت و توليد فرآوردههاي صنعتي ، طراحي قالب ، قيدوبستهاي صنعتي ، عمليات حرارتي و مباحث انتقال تكنولوژي را ميتوان در زمره ديگر زمينههاي تخصصي اين گرايش ذكر نمود . كارشناس تكنولوژي صنعتي از مرحله طراحي يك ايده و نمونهسازي آن گرفته تا مرحله ساخت و تدارك امكانات توليد ، همينطور مديريت مراحل اجرايي ، توان خدمترساني دارد ؛ علاوه بر آن ، ضايعات و عوامل بروز آنها را شناسايي كرده و تاثيرات گوناگوني كه برجاي ميگذارند را ، مورد سنجش و ارزيابي قرار ميدهد .
حال به سراغ ايمني صنعتي ميرويم :
در تعريف ايمني صنعتي ميتوان گفت : فن بهكارگيري تدابير ويژه مهندسي در جهت ايمنسازي نظامهاي گوناگون كاري در مواجهه با گونههاي مختلف ريسك رودرروي آنان ميباشد . (بهينهسازي در ايمنسازي)
گرايش ايمني صنعتي تلفيقي از سه رشته بهداشت حرفهاي ، مديريت صنعتي و مهندسي صنايع ( جهتگيري عمده به سوي مهندسي صنايع است ) با رويكرد بهساز و پيشگيرانه و در عين حال مهندسي ، در جوار متخصصين بهداشت حرفهاي كه با ديد پزشكي بيشتري به دنياي كار مينگرند ، تلاش در ايجاد نظامهاي شناخت خطرات و محدودسازي عملكردهاي غيرايمن در محيطهاي كاري داشته ، روشها ، برنامهها و فرآيندهايي براي كنترل و ارزيابي خطرات پي گرفته و تلاش در ايجاد فضايي سالم براي نجات حركتهاي بهرهور دارد . اين گرايش مهندسي صنايع ضمن تسلط بر آگاهيهاي عمومي مهندسي صنايع به ويژه در راستاي تطبيق دادن كار با تواناييهاي انساني در زمينههايي همچون مهندسي فاكتورهاي انساني ، عوامل فيزيكي و شيميايي زيانآور محيط كار ، حفاظت صنعتي و اصول مديريت ايمني ، داراي تبحر و تخصص است . طراحي نظامهايي كه بتوانند از آسيب رساندن به انسانها ، امكانات و تجهيزات پيشگيري كرده ، حركت ملايم و روان اجرا را تضمين نمايد ، بخشي از تواناييهاي اجرايي اين متخصصين به شمار ميرود .
مکانيک سيالات ، جمعآوري و دفع فاضلابهاي صنعتي ، مهندسي احتراق ، گازرساني ، اعلام و اطفا حريق ، ايمني در برق ، سمشناسي صنعتي ، ايمني ساختمان و معدن ، ارگونومي ، تهويه صنعتي ، ديگها و ظروف تحتفشار ، روشهاي توليد (2 & 1) ، ايمني در کشاورزي ، روانشناسي صنعتي ، عوامل شيميايي محيط کار ، اصول بهداشت محيط ، بيماريهاي شغلي ، حفاظت صنعتي ، ايمني بالابرها ، تحقيق در عمليات ، ترموديناميک و انتقال حرارت ، عوامل فيزيکي محيط کار ، اصول مديريت ايمني ، ارزيابي کار و زمان و طرح ريزي واحد هاي صنعتي از جمله دروس اصلي و تخصصي پراهميت اين گرايش به شمار ميآيند .
از گرايشهاي كارشناسي ارشد مهندسي صنايع بيشتر بدانيم !
در اين گام ، گرايش مهندسي صنايع/صنايع را به بحث خواهيم نشست :
1- تشريح گرايش :
دوره كارشناسي ارشد مهندسي صنايع ، دورهاي آموزشي با تاكيد بر آموزشهاي پيشرفته در مهندسي صنايع و تجزيه و تحليل سيستمهاي صنعتيست و هدف آن تربيت متخصصينيست كه با بهرهگيري از آموختهها و دانشهاي مهندسي و دروس اختصاصي اين دوره به شناخت ، تحليل و ارائه طرح براي سيستمهاي متشكل از انسان ، مواد و ماشين توانا باشند . دانش آموختگان دوره كارشناسي ارشد مهندسي صنايع قادر به انجام خدمات گستردهاي در زمينههاي ذيل مي باشند :
1- كشف و برررسي مشكلات وزارتخانهها ، سازمانهاي ستادي و نظامهاي صنعتي .
2- جستجوي ارتباط منطقي بين اجزاء انواع سيستمهاي توليدي و غير توليدي .
3- برنامهريزي و ارائه مدل جهت كسب بهترين بازدهي از كاركرد سيستمها .
4- كنترل سيستمها جهت پيگيري نواقص و ارائه مدل مطلوب و نهايي .
5- برنامهريزي و شركت در اجراي پروژههاي تحقيقاتي صنعتي .
6- ارائه الگوهاي مناسب براي طراحي واحدهاي توليدي عظيم كشور .
با توجه به تنوع وزارتخانهها ، صنايع توليدي و پروژههاي صنعتي در دست اجرا و نياز روزافزون صنايع مادر و واحدهاي مختلف صنايع نظامي و نيز اكثر مراكز خدماتي به متخصصين رشته مهندسي صنايع ، اهميت تربيت كارشناسان ارشد در اين رشته روشنتر ميگردد .
2- منابع درسي در آزمون ورودي :
آزمون ورودي اين گرايش شامل دروس تحقيق در عمليات (1) (ضريب دو) ، آمار و احتمالات مهندسي (ضريب دو) ، برنامهريزي و كنترل توليد و موجوديهاي (1) (ضريب يك) ، طرحريزي واحدهاي صنعتي (ضريب يك) ، زبان عمومي و تخصصي (ضريب يك) ميباشد .
3- واحدهاي درسي در طول دوره :
در طول دوره نيز دانشجويان ملزم به گذراندن سيودو واحد ميباشند كه چگونگي آن به شرح ذيل ميباشد :
الف - 12 واحد ، واحدهاي هسته (اجباري) كه به شرح زيرند :
|
واحد |
نام درس |
|
3 |
اقتصاد مهندسي پيشرفته |
|
3 |
طراحي سيستمهاي صنعتي |
|
3 |
سيستمهاي صف |
|
3 |
روشهاي آماري |
ب - 12 واحد ، واحدهاي اختياري ؛ دانشجويان موظفند از ميان دروس ذيل دوازده واحد براي اخذ انتخاب نمايند :
|
واحد |
نام درس |
|
3 |
برنامهريزي توليد پيشرفته |
|
3 |
شبيهسازي كامپيوتر |
|
3 |
فرايندهاي احتمالي |
|
3 |
برنامهريزي خطي پيشرفته |
|
3 |
برنامهريزي پويا |
|
3 |
مديريت سيستمهاي اطلاعاتي |
