تبليغاتX
مهندسی صنایع


((مهندسی ارزش ))

 

معرفي مهندسي ارزش:

 

مهندسي ارزش(Value Engineering)، تلاشي است سازمان يافته كه با هدف بررسي و تحليل تمام فعاليتهاي يك طرح، )از زمان شكل‌گيري تفكر اوليه تا مرحله طراحي و اجرا و سپس راه اندازي و بهره برداري( انجام مي شود و به عنوان يكي از كارآمدترين و مهم ترين روشهاي اقتصادي در عرصه فعاليتهاي مهندسي، شناخته شده است.

 مهندسي ارزش در چهارچوب مديريت پروژه، ضمن اينكه به تمام اجزاي طرح توجه مي كند، هيچ بخشي از كار را قطعي و مسلم نمي داند. هدف مهندسي ارزش، زمان كمتر براي رسيدن به مرحله بهره برداري بدون افزودن بر هزينه ها يا كاستن از كيفيت كار است.

افزايش پيوسته هزينه هاي اجرايي و توسعه روز افزون فن آوري، حذف آن بخش از هزينه ها را كه نقشي در ارتقاي كيفيت ندارند و از لحاظ اجرايي نيز غير ضروري مي باشند، الزامي ساخته است. به كارگيري مهندسي ارزش در پروژه هاي اجرايي با توجه به پيچيدگي كارها به ويژه در طرحهاي بزرگ اجرايي، مي تواند به ابزار بي چون و چراي مديريت در كنترل هزينه ها تبديل شود. هدف اين روش، از ميان برداشتن يا اصلاح هر چيزي است كه موجب تحميل هزينه هاي غير ضروري مي شود، بدون آنكه آسيبي به كاركردهاي اصلي و اساسي طرح وارد آيد. مهندسي ارزش، مجموعه اي متشكل از چندين روش فني است كه با بازنگري و تحليل اجزاي كار، قادر خواهد بود، اجراي كامل طرح را با كمترين هزينه و زمان تحقق بخشد. هزينه طرح در اين مقوله نه فقط هزينه هاي طراحي و اجرا بلكه هزينه هاي مالكيت شامل بهره برداري، تعمير و نگهداري و هزينه هاي مصرف در سراسر دوره عمر مفيد طرح را نيز شامل مي شود. روشهاي مهندسي ارزش مي تواند موجب اصلاح و ارتقاي كيفيت فرايندهاي توليد صنعتي و انجام طراحي هاي جديد در هر مرحله از يك پروژه اجرايي گردد. برخلاف آنچه كه در صنايع توليدي مرسوم است و مي توان يك روش اصلاحي را همواره در مراحل بعدي توليد يك محصول خاص نيز اجرا كرد، در پروژه هاي ساختماني كه هر سازه داراي شرايط     ويژه اي است، حدود به كارگيري يك روش اصلاحي مهندسي ارزش، محدود به همان پروژه است, گذشته از اين، امكانات صرفه جويي در هزينه هاي يك پروژه اجرايي نيز در مراحل مختلف آن تفاوتهاي بسيار پيدا      مي كند. با آنكه روش مهندسي ارزش را مي توان در تمام مراحل يك پروژه اجرايي به كارگرفت، بيشترين مزاياي آن زماني حاصل مي شود كه در نخستين مراحل برنامه ريزي و طراحي به كار گرفته شود. نوآوري و جنبه هاي كاربردي مهندسي ارزش، اين روش را از روشهاي سنتي و متعارف كاهش هزينه ها، متمايز مي گرداند. روشهاي سنتي كاهش هزينه ها، عموماً از تجربيات گذشته، نگرشها و عاداتي كه جنبه تكرار به خود گرفته است، تبعيت مي كند و اثري از خلاقيت در آنها ديده نمي شود. مهندسي ارزش برعكس، اطلاعات، شناسايي عرصه هاي مشكل دار، پيشنهاد و تدوين روشها و طرحهاي ابتكاري، پرورش انديشه هاي نو و تلفيق همه جانبه ديدگاههايي را كه قرار است توصيه شود، مطرح مي سازد.

 

سير تاريخي مهندسي ارزش:

 

"تحليل ارزش" به صورت يك روش فني ويژه ، در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم صورت گرفت . كار طراحي و تدوين اين روش به دستور هنري ارليچر(Henry Erlicher ) معاون فني بخش خريد هاي شركت جنرال الكتريك آغاز شد . در سال 1947 اين وظيفه برعهده لارنس مايلزLawrence D.Miles) )مهندس ارشد شركت جنرال‌الكتريك نهاده شد . مايلز كه مبتكر و بنيانگذار مهندسي ارزش به‌شمار مي رود ، يك روش رسمي رابه  اجرا درآورد كه در جريان آن چندين گروه از كاركنان شركت ، عملكرد محصولات توليدي شركت جنرال الكتريك را بررسي ميكردند . روش" تحليل ارزش" به عنوان يك استاندارد در شركت جنرال الكتريك پذيرفته شد و به تدريج شركت‌هاي ديگر و برخي سازمان هاي دولتي نيز اين رو ش جديد را به عنوان ابزاري براي كاستن از هزينه‌هاي خود به كار بستند . نتيجه اين شدکه روش وتکنيک" مهندس ارزش" به وجودامد.

اولین سمینارمهندسی ارزش برای کشورهای روبه توسعه ازتاریخ دوم تاچهارم ژوئن 1980 درشهر Jamshedpur  هند برگزارشد.این سمینارتحت نظارت شورای بهره وری Jamshedpur برگزارشد.

سال 1992 فدراسیون جهانی مهندسی ارزش تشکیل شد.

سال 1996 باتغییر نام بهSAVEبین المللی جامعه مهندسین ارزش با تحول جدیدی روبروشد

Ø   در ايران از سال 1378 موضوع مهندسي ارزش در برخي دانشگاه‌ها، وزارت نفت و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور مطرح گرديد و سمينارهايي در اين زمينه برگزار شد.تدوین دستورالعمل ارجاع کاروانعقاد قراردادباواحدهای خدمات مهندسی ارزش توسط سازمان مدیریت وبرنامه کشور درسال1379دورنمای روشن وامیدوارکننده ای رابرای توسعه فرهنگ وبه کارگیری مهندسی ارزش وتدوین الزاما ت قانونی ورفع موانع دراین زمینه ترسیم نموده است .درحال حاضر اجرای مهندسی ارزش جنبه جدی به خود گرفته است .دروزارت راه وترابری ووزارت نیرو،پروژ های بسیاری مورد بررسی مهندسی ارزش قرارگرفته ونتایج مفید وموثری داشته است.

 

برنامه کاری مهندسی ارزش:

 

برنامه کاری مهندسی ارزش ارایه ای ازرویکردها وعملکرد لازم برای بدست اوردن جواب بهتروموثرتر برای مساله می باشد.برنامه مهندسی ارزش شامل هفت  فاز به شرح ذیل می باشد:

1)   فاز عمومی : درطول فازعمومی روند را باسازمان دهی نیروی کار،مشخص نمودن تصمیم گیرنده،انتخاب محدوده کار،تخصیص عملکرد به هرکدام از اجزائ وجهت دهی به کار گروهی سامان داده می دهند.

2)   فاز اطلاعات : درفاز اطلاعات مساله به اشکال خاص تجزیه می شود.ازکلی گویی پرهیز می گردد.تمامی اطلاعات مربوط بطور دقیق ومعنی دار جمع اوری می شودتا در تصمیم گیری کمک نماید .

3)   فاز عملکرد : فاز عملکرد مشتمل بر کلیه تلاش هایی است که برای ارزش صورت می گیرد.عملکردهای اصلی وفرعی تعریف می شوند.عمل در ترکیب دو کلمه فعل واسمبیان می گردد.اولی بیانگر عملی است که جزء مورد نظر انجام می دهدواسم بیانگر شیء مورد عمل ویا ان چیزی است که عمل روی ان صورت می گیرد

4)   فاز خلاقیت : درفاز خلاقیت ، روشهای خلق ایده های جدید بکارگرفته می شود.این روش برای خلق انبوهی از ایده هادررابطه با محصولات،فرایندها،روش هاوغیره برای رسیدن به عملکرد ویا عملکردهای تعریف شده بکار می رود.

5)   فاز ارزیابی : درفازارزیابی ،ذهن قضاوت گرا به فعالیت وادارمی سود.عقاید وایده هایی که که درفاز خلاقیت ایجاد گردید تصفیه ،اصلاح وترکیب می گرددتا پیشنهاد مورد نظرحاصل شود.

6)   فاز بررسی و توسعه : ایده های خلاقی که دربالا تصفیه ، ارزیابی ومقایسه شد ،درفاز تحقیق وبررسی در معرض تجدید نظر قرارمی گیرند.با کمک گرفتن از مشاورین صنعتی استفاده از استانداردهای ملی که مورد استفاده قرار می گیرد منجر به راه حلهای منطقی ،عملی با هزینه پائین می گردد.

7)   فاز توصیه : درفاز اجرا جنبه هایی ازقبیل چه چیز احتیاج است؟(منابع،بودجه،زمان ،افراد،کمک وغیره)مورد نظر قرارگرفته وپس از تایید تصمیم گیرنده مراحل اجرایی آغاز می شود .

 

تعاريف و توصيف هاي مرتبط با مهندسي ارزش:

 

v   مهندسي ارزش را بازنگري خلاق و سازمان‏يافته ارزشها (Value) و هزينه‏ها (Cost) به منظور بيشينه‏كردن شاخص ارزش (Function / Cost) تعريف نموده‏اند.

v   هدف مهندسي ارزش از ميان برداشتن يا اصلاح هر عاملي است كه موجب تحميل هزينه‏هاي غيرضروري مي‏شود، بي‏آنكه آسيبي به كاركردهاي اصلي و اساسي سيستم وارد آيد. دستور كار مهندسي ارزش، بهبود مداوم طراحي و اجرا است.

v   مهندسي ارزش تكنيكي مؤثر براي كاهش هزينه‏ها، افزايش سودآوري و بهره‏وري، بهبود كيفيت بدون كاستن از جاذبه‏هاي ظاهري و جلوگيري از تاثير سوء بر محيط زيست است.

v     مهندسي ارزش به كارفرما اطمينان مي‏دهد كه پروژه‏ها مي‏توانند با بازدهي بيشتر انجام شوند.

v   ·روش هاي مهندسي ارزش مي‏تواند موجب اصلاح و ارتقاء كيفيت محصولات يا روش ها يا فرآيندهاي توليد و انجام طراحي هاي جديد در هر مرحله از مراحل اجرايي يك پروژه شود.

 

اصول بنیادی مهندسی ارزش:

 

آنچه از تجربيات اجراي مهندسي ارزش تا كنون حاصل شده است، كشف و تدوين برخي مفاهيم و اصول بنيادي است كه اساس رشد و تكامل روشهاي مهندسي ارزش قرار گرفته است. اين اصول بنيادي عبارتند از:

1- بهره گيري از كارشناسان چند تخصصي براي اعمال تغييرات.

2- تكميل تدريجي تغييرات از طريق مطالعه و بررسي عيني كار.

3- بهره گيري از يك منطق اساسي براي طرح پرسش ها.

4- برنامه ريزي انجام كار.

در طي چندين سال، روشهاي فني مهندسي ارزش همانند عرصه هاي به كارگيري آن، گسترش پيدا كرد. امروزه تحليل يا مهندسي ارزش، رشته اي شناخته شده براي ارتقاي ارزش توليدات يا خدمات به شمار مي رود.فرآيند مهندسي ارزش، فرآيندي منطقي و ساختار يافته است كه در آن از يك گروه كارشناس چند تخصصي براي هدفهاي زير استفاده مي شود:

1- انتخاب پروژه يا محصول مناسب براي تحليل با توجه به زمان صرف شده براي مطالعه.

 2- مشخص كردن و اندازه گيري كردن ارزش جاري يك پروژه و محصول يا اجزاي تشكيل دهنده آن با توجه به عملكردهايي كه نيازها، هدفها و خواستهاي يك پروژه را برآورد مي سازد.

 3- تدوين و ارزيابي گزينه هاي جديد براي تخمين يا ارتقاي كيفيت بخشهاي وابسته با هزينه كمتر.

 4- انطباق گزينه جديد با بهترين راه عملي كردن آن.

گروه مهندسي ارزش از طراحان، پيمانكاران، تحليل گران ارزش و كارفرماي يك پروژه اجرايي تشكيل مي شود. اين گروه گرچه در كنار يكديگر و در پروژه اي واحد كار نمي كنند اما از لحاظ موضوع به يكديگر مربوط بوده و با زمينه هاي تخصصي مجموعه نيز آشنايي دارند.

مهندسي ارزش چون موجب كاهش هزينه هاي اجرايي و صرفه جويي در هزينه ها مي شود، از اين رو كارفرمايان تمايل دارند تا با پرداخت حق الزحمه جداگانه اي به تحليل گران ارزش، همواره از حضور و تداوم فعاليت گروه تحليل گر ارزش در كنار خود، بهره مند باشند.

 

مهندسي ارزش در دنيا كارايي خود را اثبات كرده است:

 

 چهاردهمين اجلاس ً انجمن آمريكايي مهندسان ارزش ً كه در سال 1973 به تشريح دستاوردهاي مهندسي ارزش پرداخت، مشخص نمود كه به ازاي هر يك دلار سرمايه گذاري براي اجراي مهندسي ارزش چيزي حدود 53/4 دلار صرفه جويي در هزينه هاي اجرايي بدست آمده است، به نحوي كه از زمان به كارگيري مهندسي ارزش در آمريكا تا سال 1973 معادل 8/1 ميليارد دلار صرفه جويي شده است. اين صرفه جويي تا سال 1989 به بيش از 3/4 ميليارد دلار افزايش يافته است. بازده مهندسي ارزش از سال 1973 تا سال 1995 براي هر يك دلار هزينه سرمايه گذاري شده، مبلغي حدود 15 تا 30 دلار بوده است. در آمريكا و كانادا استفاده ازمهندسی ارزش در صنايع عمده، عموميت داشته و در طرح‌هاي عمومي (دولتي) اجباري می باشد. مهندسي ارزش در دايره عمران آمريكا  در بين سال‌هاي 1996 تا 2000 بيش از 35 ميليارد دلار صرفه‌جويي در پي داشته و از 55 ميليارد دلار هزينه اضافي نيز جلوگيري نموده است .

 در ژاپن از 698 شركت كه مورد بررسي قرار گرفته‌اند، حدود 71 درصد، مهندسي ارزش را در توليد محصولات و ارائه خدمات خود به کار برده اند.

در حاليكه 85 درصد  درآمد عربستان ، به عنوان ثروتمندترين كشور عربي ، از فروش نفت حاصل مي‌شود، بيش از بيست سال است كه مهندسي ارزش را در دستور كار  خود قرار داده است .

 

((پايان))

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 12:11 بعد از ظهر توسط صادق |

اينم خلاصه اي از مهندسي صنايع در قالب عکس
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط صادق |

((گرايش‌شناسي مهندسي صنايع))

 

در اين بخش به معرفي گرايشهاي مهندسي صنايع در مقاطع كارشناسي ، كارشناسي ارشد و دكترا خواهيم پرداخت و كاركرد ، وظايف ، ويژگيها و حتي واحدهاي درسي هر يك از اين گرايشها را به روشني تببين خواهيم نمود و تفاوتهاي آنان را از يكديگر باز خواهيم شناخت .

در پايان اين گامهاي ششگانه ، اشرافي جامع بر گرايشهاي دانشگاهي مهندسي صنايع حاصل كرده‌ايم .

 

   

 

گرايشهاي مهندسي صنايع را بيشتر بشناسيم !

 

مهندسي صنايع  در مقطع كارشناسي در چهار گرايش تقسيم‌بندي مي‌شود :

1-   توليد صنعتي

2-   برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها

3-   تكنولوژي صنعتي

4-   ايمني صنعتي

دو گرايش توليد صنعتي و تحليل سيستمها در قياس با گرايشهاي ايمني صنعتي و تكنولوژي صنعتي ، به دليل حوزه مفاهيم پيچيده‌تر ، گسترده‌تر و كاربردي‌تر ، داراي برجستگي چشمگيري در سطح دانايي و توانايي مي‌باشند ، دانشجوياني با سطح علمي بالاتري را به خود مي‌پذيرند و به همين دليل گرايشهاي اصلي مهندسي صنايع به شمار مي‌آيند . از اين رو پيرامون اين دو گرايش در گامهاي آتي شرح كاملتري بيان خواهيم نمود .

 

مهندسي صنايع در مقطع كارشناسي ارشد داراي چهار گرايش مي‌باشد :

1-   مهندسي صنايع

2-   مهندسي سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي

3-    مديريت سيستم و بهره‌وري

4-    مديريت مهندسي

گرايش مهندسي صنايع ، گرايش برتر كارشناسي ارشد به شمار مي‌آيد كه به فارغ‌التحصيلان كارشناسي همين رشته اختصاص دارد ؛ سطح رقابتي براي ورود به اين گرايش بسيار بالاست و با توجه به كميت پايين پذيرش‌شوندگان ، نخبگاني كه احاطه افزونتري به دروس آزمون ارشد داشته باشند قادر به ادامه تحصيل در اين گرايش مي‌باشند .

گرايش سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي ، به نوعي گرايش دوم مقطع كارشناسي ارشد در حساب مي‌آيد كه فارغ‌التحصيلان ساير رشته‌هاي فني - مهندسي نيز مجازند بخت خود را براي قبولي در اين رشته بيازمايند .

مديريت سيستم و بهره‌وري را مي‌توان چكيده دوره كارشناسي مهندسي صنايع دانست كه به فارغ‌التحصيلان ساير رشته‌هاي فني و مهندسي كه حداقل سه سال سابقه مديريتي داشته باشند اختصاص يافته است .

لازم به يادآوريست كه گرايش مديريت مهندسي ، به عنوان يكي ديگر از گرايشهاي كارشناسي ارشد مهندسي صنايع در حال گسترش بوده و هم‌اكنون در دانشگاههايي نظير دانشگاه صنعتي اميركبير ، در اين گرايش نيز پذيرش صورت مي‌گيرد .

 

دوره دكتراي مهندسي صنايع مجموعه‌اي هماهنگ از فعاليتهاي پژوهشي و آموزشي است كه موجب احاطه و دستيابي دانشجو به آثار علمي در زمينه مهندسي صنايع و توانايي در تهيه متون تحقيقاتي ، نوآوري ، كمك به پيشرفت و گسترش مرزهاي دانش در اين رشته خواهد شد .  دوره دكترا نيز شامل سه گرايش زير است :   

1-   مهندسي صنايع

2-   سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي

3-   مديريت سيستم و بهره‌وري

 

 

گرايشهاي توليد صنعتي و برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها را بيشتر بشناسيم !

 

توليد صنعتي فن به‌كارگيري مهارتهاي تكنيكي - اقتصادي و استفاده موثر و نظام‌يافته از نيروي انساني سازمان ، ماشين‌آلات ، تجهيزات ، سرمايه ، ساختمان و مواد به منظور توليد كالا با كيفيت و كميت مطلوب مي‌باشد .

برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها فن به‌كارگيري روشهاي علمي جهت حل مسائل تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي در واحدهاي صنعتي - خدماتي ، شامل جمع‌آوري اطلاعات ، تجزيه‌وتحليل داده‌ها ، مدل‌بندي و حل مساله مي‌باشد .

با دقت و توجه موشكافانه در تعاريف فوق مي‌توان رسالت ،‌ اهداف و ويژگيهاي مهندسي صنايع را بيان نمود :

نخستين نكته‌‌اي كه كه بايد بدان توجه كرد ، پويايي پنهانيست كه در ذات تعاريف فوق نهفته است ؛ اين جملات بيانگر حركتي مداوم و هميشگي هستند ، حركتي در جهت آنچه كه بهتر است يعني بهبود مستمر ، حركتي كه هيچگاه متوقف نمي‌شود .  شما برنامه‌ريزي مي‌كنيد ، تصميم مي‌گيريد ، به اجرا درمي‌آوريد ، تجزيه‌وتحليل مي‌نماييد و آنگاه از نتايج حاصل جهت برنامه‌ريزيهاي آتي بهره مي‌بريد ؛‌ اين چرخه‌ايست كه هيچگاه از حركت باز نخواهد ايستاد و هماره رو به سوي بهبود دارد ، چرا كه ايستايي يعني مرگ و مجموعه‌هاي پويايي چون واحدهاي صنعتي - خدماتي هيچگاه به مرگ تمايل ندارند .

نكته دوم آنكه هيچ‌يك از تعاريف فوق به‌تنهايي قادر به بيان آنچه مهندسي صنايع ادعا مي‌كند نيستند ، بلكه اين‌دو مكمل يكديگرند . گفته‌ايم كه ويژگي بارز مهندسي صنايع در تفكر بهبود مستمر وضعيت موجود بوده و هرگز از وضعيت موجود راضي نيست و تلاش مي‌نمايد تا به سوي وضعيتي مطلوبتر حركت نمايد . در وهله اول ، تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي لازم است كه حركتيست به سوي هدف ، اما در گام بعدي به‌كارگيري و اجراي برنامه يا تصميم و سپس تجزيه‌وتحليل نتايج ، تضمين‌كننده صحت آن مي‌باشند . گرايش توليد صنعتي به نگرش نظام‌مند ، منظم و علمي گرايش برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها نيازمند است و در نقطه مقابل ، برنامه‌ريزي و تحليل نيز به نگرش اجرايي ، كاربردي و تجربي توليد صنعتي نياز دارد .

نكته سوم ، ديدگاه انجام‌دهي و هماهنگ‌سازي است ، چراكه مهندسي صنايع گاه بايد عوامل متضادي چون نيروي انساني ، ماشين‌آلات ، زمان ، تجهيزات ، سرمايه ، ساختمان و مواد را در قالب يك مجموعه صنعتي - خدماتي آنچنان هماهنگ سازد تا مطلوبيت لازم در كيفيت و كميت توليد را بدست آورد . اين مساله ، ويژگي ديگري را يادآور مي‌شود كه همانا تفكر كل‌گرا ، جامع و نظام‌مند مهندسي صنايع مي‌باشد . وي در هنگام برخورد با هر مجموعه ، پيش از آنكه به جزئيات بپردازد ، آنرا به ‌صورت كلي مشاهده مي‌نمايد و به تعبيري از بالا يا بيرون نگاه مي‌كند ؛ او اجازه نمي‌دهد تا يك بخش كوچك از آن مجموعه چنان مجذوبش نمايد كه از ساير قسمتها غافل گردد و ارتباط بخشهاي ديگر را با آن جزء نبيند . وي مي‌داند كه همكاري تمام آن مجموعه است كه كارايي كل را بدست مي‌دهد و انتظاري كه از مجموعه مي‌رود با هماهنگي تمام اجزا برآورده مي‌گردد . 

گفته شد كه مهندسي صنايع با مجموعه‌هاي پويايي چون واحدهاي صنعتي - خدماتي روبروست . هر مجموعه پويا داراي يك‌سري داشته‌ها يا ورودي‌ها ، يك‌سري ستاده‌ها يا خروجي‌ها و همچنين فراينديست كه اين داشته‌ها را به ستاده‌ها تبديل نمايد . ويژگي  مهندسي صنايع ،‌ مشاهده هم‌زمان اين سه عامل است و اين مساله خود موجب درك ارتباط بين مجموعه‌ها و عوامل مختلف و اقدام در جهت هماهنگ‌سازي و انجام آنها مي‌شود . يك مهندس صنايع چنانچه بتواند ورودي‌ها و خروجي‌ها را اعم از فيزيكي و غيرفيزيكي در ذهن خود تصوير نمايد و همچنين پردازشها و فرايندهاي تبديل اين ورودي‌ها به خروجي‌ها را مرور كند ، آنگاه به يقين خواهد توانست سازمان را به‌ بهترين نحو اداره نمايد .

نكته چهارم ، اصل بيشينه‌سازي كلي است كه به‌طور ذاتي در اين تعاريف به چشم مي‌خورد ؛ اگر شما يك مجموعه را بصورت جامع و نظام‌مند مشاهده كرديد ،‌ درست نيست كه تنها سعي نماييد يك جزء آن را در مطلوب‌ترين وضعيت و سطح ممكن نگه داريد و از ساير اجزا غافل بمانيد ؛ مهندسي صنايع مي‌گويد كل اين مجموعه ، يعني تمامي اجزاي آن در ارتباط با هم و به صورت هماهنگ بايد در يك سطح مطلوب قرار گيرند تا مطلوبيت كل مجموعه در بالاترين سطح قرار گيرد .

نكته پنجم واژه موثر در تعريف ذكر شده ، است ؛ اصولا در مهندسي صنايع مفهوم بهره‌وري كاربرد فراواني دارد ؛ بهره‌وري خود انواع مختلف دارد و عموما به صورت نسبت خروجي‌ها (ستاده‌ها) به ورودي‌ها (داده‌ها) تعريف مي‌گردد . دو ركن اساسي در افزايش بهره‌وري هر مجموعه ، كارايي و اثربخشي مي‌باشند . كارايي نشان‌دهنده ميزان كل فعاليت مي‌باشد حال با هر مقصودي كه مي‌خواهد انجام شده باشد ، اما اثربخشي مبين آن قسمت از فعاليت است كه در راستاي رسيدن به هدف مجموعه انجام شده است ؛ به‌كارگيري واژه موثر نيز به همين معنا مي‌باشد .

نكته ششم آن است مهندسي صنايع از روشهاي علمي جهت انجام كارهايش استفاده مي‌نمايد . روشهاي علمي روشهايي هستند كه كه در موارد متعدد از بوته آزمايش و تجربه گذشته‌اند و به بيان بهتر استاندارد گرديده‌اند و اين دل‌مشغولي مهندسي صنايع است كه سعي مي‌كند در هر چرخه برنامه‌ريزي ، اجرا و تجزيه‌وتحليل ، روشهاي مستند و استانداردي را در امور مختلف طراحي كند  ، آنها را از حالت تجربه‌نشده خارج نمايد و وارد ذات فرايند داخلي آن مجموعه نمايد . دانش مهندسي صنايع سعي مي‌نمايد براي تمامي شرايط ، روشهاي علمي خاصي را طراحي كند تا در موارد مشخص ، اين روشها را به عنوان ابزاري در اختيار مدير قرار دهد .

مطالب گفته شده ، به طور عمده ، مفاهيم زيربنايي و فلسفي مهندسي صنايع را تشكيل مي‌دهند به طوريكه مهندسي صنايع بايستي همواره تلاش نمايد ديدگاه‌ها و برداشتهاي جديد و تازه‌اي از اين مفاهيم كشف و تجربه نمايد . مفاهيمي چون تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي ، مهارتهاي تكنيكي - اقتصادي ، موثر و نظام‌مند ، نيروي انساني ، زمان ،‌ ماشين‌آلات ، تجهيزات و سرمايه ، هزينه ، توليد ، كيفيت و كميت و ارتباط اين مفاهيم از دغدغه‌هاي اصلي مهندسي صنايع است .

نكات فوق از آن جهت بيان شده است تا تاكيد گردد هيچ‌يك از گرايشهاي برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها و توليد صنعتي به تنهايي تمام مهندسي صنايع نيستند و تنها با حضور در كنار يكديگر مي‌توان انتظار داشت مهندسي صنايع به اهداف خود نائل گردد .

در بيان دروس اساسي اين دو گرايش بايد گفت كه وجه اشتراك فراواني در اين ميان به چشم مي‌خورد ، دروسي نظير : كنترل پروژه ، كنترل كيفيت ، طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي ، كنترل توليد و موجوديهاي يك ،‌ اصول مديريت و تئوري سازمان ، ارزيابي كاروزمان ، تحقيق در عمليات (2 & 1)  ، اقتصاد مهندسي ، آمار مهندسي ، نقشه‌كشي صنعتي (2 & 1) .

 در كنار اين ، آن دسته از دروسي كه براي يكي از دو گرايش اجباري مي‌باشند را دانشجويان گرايش ديگر مي‌توانند به صورت اختياري اخذ نمايند و بدين ترتيب سطح اشراف خود را بر حوزه‌هاي كاري مهندسي صنايع هرچه بيشتر افزايش بخشند .

دروس اجباري پراهميت گرايش توليد صنعتي كه براي گرايش برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها اختياري به شمار مي‌آيد عبارتند از : برنامه‌ريزي توليد ، مهندسي فاكتورهاي انساني ، طراحي ايجاد صنايع ، برنامه‌ريزي نگهداري و تعميرات ، برنامه‌ريزي و كنترل توليد و موجوديهاي دو .

دروس اجباري پراهميت گرايش برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها كه براي گرايش توليد صنعتي اختياري به شمار مي‌‌آيد عبارتند از : تحليل سيستمها ، شبيه‌سازي ، طراحي سيستمهاي اطلاعاتي ، برنامه‌ريزي حمل‌ونقل .

 

 

 

گرايشهاي ايمني صنعتي و تكنولوژي صنعتي داراي چه قابليت هايي مي‌باشند ؟

 

در گام پيشين ، دو گرايش اصلي مهندسي صنايع را شناختيم ؛ اينك به سراغ دو گرايش ديگر مي‌رويم كه اگرچه در جايگاه توجه پايينتري در قياس با توليد صنعتي و برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها قرار دارند اما خود از جمله رشته‌هاي كاربردي صنعت و خدمات به‌شمار مي‌آيند و چه‌بسا كاركردهايي داشته باشند كه ساير رشته‌هاي فني و مهندسي از آنها بي‌بهره‌ا‌ند . با تكنولوژي صنعتي آغاز مي‌كنيم :

در تعريف تكنولوژي صنعتي مي‌توان گفت : فن به‌كارگيري مهارتهاي اجرايي و ذكاوتهاي فني در جهت طراحي تجهيزات و تسهيلات مورد استفاده در بخش توليد و خدمات و تعيين تدابير لازم براي ساخت‌وساز‌ آنان مي‌باشد . (بهينه‌سازي در ساخت‌وساز)

تكنولوژي صنعتي گرايشيست با بينشي‌ فني‌تر از دو گرايش توليد صنعتي و برنامه‌ريزي و تحليل سيستمها كه مشابه كارشناسي ساخت و توليد در مهندسي مكانيك بوده اما مجهز به توانايي بهينه‌سازي ، آگاه به مسائل بهينه‌سازي ساخت و ساز فرآورده‌هاي صنعتي و نيز نگهداشت و راه‌اندازي فني واحد‌هاي اجرايي مي‌باشد . داراي توانايي انتقال و مديريت تكنولوژيست و نيز حفظ و حراست از آن كه به مدد امكانات سخت‌افزاري و نرم‌افزاري در جهت حفظ و نگهداري نظام فني و اجرايي گام بر مي‌دارد ؛ با مديريت تكنولوژيهاي در دسترس يا مواردي كه در قالب انتقال تكنولوژي دادوستد مي‌شوند ، در جهت افزودن كميت و كيفيت فرآورده‌ها و نيز بهره‌برداري اثربخش از امكانات در دسترس ، اقدامات موثري انجام مي‌دهد . با استفاده از تجهيزات كامپيوتري و مدارهاي منطقي قادر است طيف وسيعي از خواسته‌‌هاي اجرايي بشر را كه به دليل محدوديت‌هاي انساني به سهولت قابل تحقق نمي‌باشند ، عينيت ‌بخشد . مباحث اجرايي و مهارتي ساخت و توليد فرآورده‌هاي صنعتي ، طراحي قالب ، قيدوبست‌هاي صنعتي ، عمليات حرارتي و مباحث انتقال تكنولوژي را مي‌توان در زمره ديگر زمينه‌هاي تخصصي اين گرايش ذكر نمود . كارشناس تكنولوژي صنعتي از مرحله طراحي يك ايده و نمونه‌سازي آن گرفته تا مرحله ساخت و تدارك امكانات توليد ، همين‌طور مديريت مراحل اجرايي ، توان خدمت‌رساني دارد ؛ علاوه بر آن ،  ضايعات و عوامل بروز آنها را شناسايي كرده و  تاثيرات گوناگوني كه برجاي مي‌گذارند را ، مورد سنجش و ارزيابي قرار مي‌دهد .

حال به سراغ ايمني صنعتي مي‌رويم :

در تعريف ايمني صنعتي مي‌توان گفت : فن به‌كارگيري تدابير ويژه مهندسي در جهت ايمن‌سازي نظامهاي گوناگون كاري در مواجهه با گونه‌هاي مختلف ريسك رودرروي آنان مي‌باشد . (بهينه‌سازي در ايمن‌سازي) 

گرايش ايمني صنعتي تلفيقي از سه رشته بهداشت حرفه‌اي ،‌ مديريت صنعتي و مهندسي صنايع ( جهت‌گيري عمده به سوي مهندسي صنايع است ) با رويكرد بهساز و پيشگيرانه و در عين حال مهندسي ، در جوار متخصصين بهداشت حرفه‌اي كه با ديد پزشكي بيشتري به دنياي كار مي‌نگرند ، تلاش در ايجاد نظام‌هاي شناخت خطرات و محدود‌سازي عملكرد‌هاي غيرايمن در محيطهاي كاري داشته ، روش‌ها ، برنامه‌ها و فرآيندهايي براي كنترل و ارزيابي خطرات پي گرفته و تلاش در ايجاد فضايي سالم براي نجات حركت‌هاي بهره‌ور دارد . اين گرايش مهندسي صنايع ضمن تسلط بر آگاهيهاي عمومي مهندسي صنايع به ويژه در راستاي تطبيق دادن  كار با توانايي‌هاي انساني در زمينه‌هايي همچون مهندسي فاكتورهاي انساني ، عوامل فيزيكي و شيميايي زيان‌آور محيط كار ، حفاظت صنعتي و اصول مديريت ايمني ، داراي تبحر و تخصص است . طراحي نظام‌هايي كه بتوانند از آسيب رساندن به انسانها ، امكانات و تجهيزات پيشگيري كرده ، حركت ملايم و روان اجرا را تضمين نمايد ، بخشي از توانايي‌هاي اجرايي اين متخصصين به شمار مي‌رود .

مکانيک سيالات ، جمع‌آوري و دفع فاضلابهاي صنعتي ، مهندسي احتراق ، گازرساني ، اعلام و اطفا حريق ، ايمني در برق  ، سم‌شناسي صنعتي  ، ايمني ساختمان و معدن ، ارگونومي ، تهويه صنعتي ، ديگها و ظروف تحت‌فشار ، روشهاي توليد (2 & 1) ، ايمني در کشاورزي ، روانشناسي صنعتي ، عوامل شيميايي محيط کار ، اصول بهداشت محيط ، بيماريهاي شغلي ، حفاظت صنعتي ، ايمني بالابرها ، تحقيق در عمليات ، ترموديناميک و انتقال حرارت ، عوامل فيزيکي محيط کار ، اصول مديريت ايمني ،  ارزيابي کار و زمان و طرح ريزي واحد هاي صنعتي از جمله دروس اصلي و تخصصي پراهميت اين گرايش به شمار مي‌آيند .   

 

 

 از گرايشهاي كارشناسي ارشد مهندسي صنايع بيشتر بدانيم !

 

در اين گام ، گرايش مهندسي صنايع/صنايع را به بحث خواهيم نشست :

1- تشريح گرايش :

دوره كارشناسي ارشد مهندسي صنايع ، دوره‌اي آموزشي با تاكيد بر آموزشهاي پيشرفته در مهندسي صنايع و تجزيه و تحليل سيستمهاي صنعتيست و هدف آن تربيت متخصصينيست كه با بهره‌گيري از آموخته‌ها و دانشهاي مهندسي و دروس اختصاصي اين دوره به شناخت ، تحليل و ارائه طرح براي سيستمهاي متشكل از انسان ، مواد و ماشين توانا باشند . دانش آموختگان دوره كارشناسي ارشد مهندسي صنايع قادر به انجام خدمات گسترده‌اي در زمينه‌هاي ذيل مي باشند :

1- كشف و برررسي مشكلات وزارتخانه‌ها ، سازمانهاي ستادي و نظامهاي صنعتي .

2- جستجوي ارتباط منطقي بين اجزاء انواع سيستمهاي توليدي و غير توليدي .                    

3- برنامه‌ريزي و ارائه مدل جهت كسب بهترين بازدهي از كاركرد سيستمها .                     

4- كنترل سيستمها جهت پيگيري نواقص و ارائه مدل مطلوب و نهايي .

5- برنامه‌ريزي و شركت در اجراي پروژه‌هاي تحقيقاتي صنعتي .

6- ارائه الگوهاي مناسب براي طراحي واحدهاي توليدي عظيم كشور .

با توجه به تنوع وزارتخانه‌ها ، صنايع توليدي و پروژه‌هاي صنعتي در دست اجرا و نياز روزافزون صنايع مادر و واحدهاي مختلف صنايع نظامي و نيز اكثر مراكز خدماتي به متخصصين رشته مهندسي صنايع ، اهميت تربيت كارشناسان ارشد در اين رشته روشنتر مي‌گردد .

2- منابع درسي در آزمون ورودي :

آزمون ورودي اين گرايش شامل دروس تحقيق در عمليات (1) (ضريب دو) ، آمار و احتمالات مهندسي (ضريب دو) ، برنامه‌ريزي و كنترل توليد و موجوديهاي (1) (ضريب يك) ، طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي (ضريب يك) ، زبان عمومي و تخصصي (ضريب يك) مي‌باشد .

3- واحدهاي درسي در طول دوره :

در طول دوره نيز دانشجويان ملزم به گذراندن سي‌ودو واحد مي‌باشند كه چگونگي آن به شرح ذيل مي‌باشد :  

 

 

الف - 12 واحد ، واحدهاي هسته (اجباري) كه به شرح زيرند :

 

واحد

نام درس

3

اقتصاد مهندسي پيشرفته

3

طراحي سيستمهاي صنعتي

3

سيستمهاي صف

3

روشهاي آماري

 

ب - 12 واحد ، واحدهاي اختياري ؛ دانشجويان موظفند از ميان دروس ذيل دوازده واحد براي اخذ انتخاب نمايند :

 

واحد

نام درس

3

برنامه‌ريزي توليد پيشرفته

3

شبيه‌سازي كامپيوتر

3

فرايندهاي احتمالي

3

برنامه‌ريزي خطي پيشرفته

3

برنامه‌ريزي پويا

3

مديريت سيستمهاي اطلاعاتي

3

تصميم‌گيري چندمعياره

3

تحليل سيستمها

3

پيش‌بيني و تحليل سريهاي زماني

2

مباحث ويژه در مهندسي صنايع

 

ج - 2 واحد ، سمينار

د - 6 واحد ، پروژه پژوهشي

كه مجموعا سي‌ودو واحد درسي را شامل خواهد گرديد .

 

 

مهندسي سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي چيست ؟!

 

1- تشريح گرايش :

مهندسي سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي به آموزش و تحقيق در زمينه برنامه‌ريزي و طراحي سيستمهاي مختلف موردنياز جامعه مي‌پردازد . مهندسي سيستمهايي نظير حمل‌و‌نقل ، آبرساني ، ارتباطات ، توزيع كالا و انجام خدمات آموزشي و بهداشتي در اين زمينه قرار دارند . مهندسي سيستمهاي اقتصادي-اجتماعي به مطالعه ، مدلسازي و تحليل علمي اينگونه سيستمها پرداخته و با در نظر گرفتن ابعاد مختلف آنان و همچنين با توجه به نيازها ، اولويتها و امكانات جامعه ، سيستم بهينه را طراحي مي‌نمايد .

2- منابع درسي در آزمون ورودي :

آزمون ورودي اين گرايش شامل دروس رياضي عمومي (2 & 1) (ضريب سه) ، آمار و احتمالات (ضريب سه) ، تحقيق در عمليات (1) (ضريب دو) ، برنامه‌نويسي با كامپيوتر (ضريب دو) ، زبان عمومي (ضريب دو) مي‌باشد .

3- واحدهاي درسي در طول دوره :

در طول دوره نيز دانشجويان ملزم به گذراندن نه واحد مقدماتي (در صورت نياز) و سي‌ودو واحد از واحدهاي اصلي مي‌باشند كه چگونگي آن به شرح ذيل مي‌باشد :

الف - نه واحد ، واحدهاي مقدماتي كه برحسب درصدهاي آزمون ورودي نيازمند/بي‌نياز از گذراندن اين واحدها مي‌باشند : 

 

واحد

نام درس

3

تحقيق در عمليات (2)

3

آمار مهندسي

3

اقتصاد عمومي

 

ب - 12 واحد ، واحدهاي هسته (اجباري) كه به شرح زيرند :

 

واحد

نام درس

3

برنامه‌ريزي رياضي

3

اقتصادسنجي

3

اقتصاد كلان پيشرفته

 

به همراه يك درس از دروس زير :

 

واحد

نام درس

3

مديريت زمان

3

اقتصاد خرد پيشرفته

3

شبيه‌سازي كامپيوتر

3

سيستمهاي پويا

 

ج - 12 واحد ، واحدهاي اختياري ؛ دانشجويان موظفند از ميان دروس ذيل دوازده واحد براي اخذ انتخاب نمايند :

 

واحد

نام درس

3

برنامه‌ريزي توليد پيشرفته

3

شبيه‌سازي كامپيوتر

3

فرايندهاي احتمالي

3

مديريت زمان

3

برنامه‌ريزي پويا

3

سيستمهاي پويا (1)

3

سيستمهاي صف

3

مدلهاي زمان‌بندي

3

تئوري تصميم

3

بهينه‌سازي مدلهاي غير خطي

 

 

د - 2 واحد ، سمينار

ه - 6 واحد ، پروژه پژوهشي

كه مجموعا سي‌ودو واحد درسي را شامل خواهد گرديد .

 

 

گرايش مديريت سيستم و بهره‌وري را بيشتر بشناسيم !

 

1- تشريح گرايش :

دوره كارشناسي ارشد مديريت سيستم و بهره‌وري به منظور آشنايي با علوم و فنون اداره صنايع با تأكيد بر كاربرد روشهاي كمي و نظام‌گرا در اداره امور صنعتي تدوين گشته است . از آنجا كه روشهاي مورد استفاده در اين دوره در آموزش تجزيه و تحليل مسائل مهندسي نيز كاربرديست ، دانش‌آموختگان دوره‌هاي كارشناسي فني و مهندسي به ‌دليل آگاهي داشتن از دانش مهندسي براي فراگيري دروس دوره مزبور نيز آمادگي كافي را خواهند داشت تا با دانش مكفي بتوانند در مشاغل مديريتي مشغول بكار شوند . مديريت سيستم و بهره‌وري در حسن اداره و موفقيت صنايع و توسعه صنعتي كشور نقش كليدي دارد . تلفيق احسن عوامل انساني و فيزيكي در جهت تحقق هدفهاي تعيين شده و كسب بيشترين نتيجه ، در چهارچوب فعاليتهاي مديريت است . اهميت اين نقش سبب گشته است كه دانش و فنون مديريت سيستم و بهره‌وري توسعه فراواني يابد . با پيچيده شدن و گسترش سازمانهاي صنعتي و پيشرفت علوم و فنون مديريت ، سيستم و بهره‌وري ، مديران صنايع بايد علاوه بر اطلاعات مهندسي از دانش مديريت نيز برخوردار باشند . دانش آموختگان دوره كارشناسي ارشد مديريت سيستم و بهره‌وري ، مي‌توانند در زمينه‌هاي زير فعاليت نمايند:

1-1- مديريت واحدهاي صنعتي                                                                 

1-2- تجزيه و تحليل مشكلات و نارسائيهاي مديريت واحدهاي صنعتي و ارائه طريق براي بهبود مديريت آنها با استفاده از روشهاي كمي و نظام‌گرا .

1-3- انجام تحقيق و بررسي در زمينه روشهاي مديريت و بهبود اين روشها با توجه به شرايط ايران .

2- منابع درسي در آزمون ورودي :

آزمون ورودي اين گرايش شامل دروس رياضي عمومي (2 & 1) (ضريب سه) ، زبان عمومي (ضريب سه) ، آمار و احتمالات (ضريب دو) ، معلومات عمومي مسائل مربوط به مديريت (ضريب دو) مي‌باشد .

 

3- واحدهاي درسي در طول دوره :

در طول دوره نيز دانشجويان ملزم به گذراندن دوازده واحد مقدماتي (در صورت نياز) و سي‌وچهار واحد از واحدهاي اصلي مي‌باشند كه چگونگي آن به شرح ذيل مي‌باشد :

الف - دوازده واحد ، واحدهاي مقدماتي كه برحسب درصدهاي آزمون ورودي نيازمند/بي‌نياز از گذراندن اين واحدها مي‌باشند : 

 

واحد

نام درس

3

تحقيق در عمليات (2)

3

آمار و احتمال مهندسي

3

حسابداري صنعتي

3

اقتصاد خرد

 

ب - 15 واحد ، واحدهاي هسته (اجباري) كه به شرح زيرند :

 

واحد

نام درس

3

كنترل توليد

3

مديريت عمليات

3

مديريت كيفيت و بهره‌وري

2

برنامه‌ريزي استراتژيك براي مديران

2

رهبري و سازمان

2

مديريت منابع انساني

 

ج - 11 واحد ، واحدهاي اختياري ؛ دانشجويان موظفند از ميان دروس ذيل دوازده واحد براي اخذ انتخاب نمايند :

 

 

واحد

نام درس

3

تصميم‌گيري چند معياره

3

مديريت تكنولوژي

3

بازاريابي

3

مديريت مالي

3

سيستمهاي پويا (1)

3

فرايندهاي احتمالي و احتمال كاربردي

3

اقتصاد سنجي

3

شبيه‌سازي كامپيوتر

3

پيش‌بيني و تحليل سريهاي زماني

3

سيستمهاي صف

3

ستهاي فازي در برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري

 

د - 2 واحد ، سمينار

ه - 6 واحد ، پروژه پژوهشي

كه مجموعا سي‌ودو واحد درسي را شامل خواهد گرديد .

((پايان))

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 11:14 بعد از ظهر توسط صادق |

))مديريت منابع انساني ((

 

مديريت منابع انساني چيست ؟

 

مديريت امور كاركنان حوزه‌اي است كه به اندازه كل حوزه مديريت قدمت دارد اما به طور طبيعي دستخوش تغيير و تكامل شده است . نقطه عطف اين تغيير و تكامل جايي است كه به جاي مديريت كاركنان ، مديريت منابع انساني مطرح مي‌شود . مديريت منابع انساني علاوه بر دارا بودن مباني و مفاهيم مديريت كاركنان ، رويكردهاي كلي‌تر و جديد‌تري را در مديريت نيروي انساني در نظر مي‌گيرد .

مديريت منابع انساني عبارتست از رويكردي استراتژيك به جذب ، توسعه ، مديريت ، ايجاد انگيزش و دست‌يابي به تعهد منابع كليدي سازمان ؛ يعني افرادي كه در آن يا براي آن كار مي‌كنند ، مديريت منابع انساني فرايندي شامل چهار وظيفه جذب ، توسعه ، ايجاد انگيزش و نگهداشت منابع انساني است .

 

عوامل موثر بر مديريت منابع انساني كدامند ؟

 

اين پارامترها به دو گروه تقسيم مي‌شوند

1- عوامل بيروني

1.1- قوانين و مقررات

2.1- بازار نيروي كار

3.1- فرهنگ جامعه

4.1- سهامداران

5.1- رقابت

6.1- مشتريان

7.1- فناوري

 

2- عوامل دروني

1.2- اهداف اساسي يا رسالت سازمان

2.2- خط‌مشي‌ها

3.2- جو و فرهنگ سازماني

 

اهداف و وظايف مديريت منابع انساني چيست ؟

 

اهداف اساسي مديريت منابع انساني حصول نتايج مطلوب از تلاش‌هاي جمعي كاركنان سازمان است كه مي‌توان به صورت زير آنها را بيان نمود:: :

1- تامين نيروي انساني با حداقل هزينه .

2- پرورش و توسعه استعدادها و مهارت‌هاي افراد .

3- حفظ و نگهداري نيروهاي لايق و ايجاد روابط مطلوب بين آنان

4- تامين احتياجات مادي و معنوي و جلب رضايت پرسنل

به‌گونه‌ايكه همسويي لازم بين اهداف شخصي آنان و هدفهاي سازمان ايجاد گردد .

 

وظايف مدیریت منابع انسانی  را مي‌توان به حوزه‌هاي فعاليت زير دسته‌بندي كرد::

1- سازماندهي:

1.1- طراحي سازمان

2.1- طراحي شغل

3.1- تجزيه و تحليل شغل

۴.۱- طبقه‌بندي مشاغل

 

2- جذب منابع انساني:

۱.۲- برنامه‌ريزي

۲.۲- كارمنديابي

۳.۲- انتخاب

۴.۲- استخدام

 

3- توسعه و منابع انساني:

۱.۳- مديريت عملكرد

۲.۳- آموزش

 

4- مديريت پاداش:

۱.۴- حقوق و دستمزد

۲.۴- ارزشيابي مشاغل

۳.۴- پاداش

4.4- مزايا

 

5- روابط كاركنان:

۱.۵- روابط صنعتي

۲.۵- مشاركت

۳.۵- ارتباطات

 

6- بهداشت ، ايمني و رفاه:

۱.۶- بهداشت و ايمني

۲.۶- رفاه

 

7- امور اداري استخدام و كاركنان:

۱.۷- چارچوب قانوني و مقررات دولتي

۲.۷- رويه‌ها و اقدامات استخدام

۳.۷- سيستم اطلاعاتي منابع انساني

 

ویژگی فعالیت مدیریت منابع انسانی چیست ؟

 

مديريت منابع انساني شامل انجام فعاليت‌هاييست كه داراي مباني ، مفاهيم ، فرايندها و ابزارهاي متفاوتي هستند تا حدي ‌كه در سازمانهاي بزرگ براي برخي از آنها واحدهاي مستقلي تشكيل مي‌دهند . چند فعاليت مشخص از مديريت منابع انساني عبارتند از ::

1-تجزيه و تحليل مشاغل

2- طراحي شغل

3- طبقه‌بندي مشاغل

4- ارزشيابي مشاغل

5- برنامه‌ريزي نيروي انساني

6- كارمنديابي

7- انتخاب

8- انتصاب

((پايان))

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:53 بعد از ظهر توسط صادق |

نام نرم‌افزار

قابليتها و امكانات

ALDEP

 

اطلاعات ورودي : طول و عرض زمين مورد نظر ، تعداد دپارتمانها ، نمودار رابطه فعاليتها ، ساخت بخشها ، كمترين درجه ارتباط ، عرض نوار چيدمان و حداقل امتياز براي چاپ يك طرح را دربر مي‌گيرد . قابليتهاي آن الگوريتم ايجاد كننده ، مكانيزم كار تصادفي ، وارد كردن تعداد طرح‌هايي كه در هر مرحله بايد استقرار يابد و طرح استقراري در هر مرحله  مي‌باشد .

COMLAD

 

ورود اطلاعات به دو روش ليست محصولات و نمودار ارتباطات مي‌باشد . از مزاياي آن مي‌توان ويرايش قويتر نسبت به QS و Planet ، ارائه طرح نهايي با امتياز دادن به طرح‌ها و محاسبه حداكثر و حداقل آنها را ذكر نمود.

Factory Flow

 

اطلاعات ورودي آن جريان مواد ، ميزان توليد و انواع توليد را دربر مي‌گيرد . رسم چارت‌هاي مختلف با رنگهاي متنوع ، تخمين فضاي انبار مورد نياز ، رسم نمودار از - به و شدت - مسافت ، تهيه بهترين استقرار با توجه به حجم توليد ، فيلتركردن دياگرامهاي پيوسته ، استفاده از ابزارهايي مانند    Factory OPT ، Factory CAD براي ارائهLayout  بهينه ، طراحي چارت در13  و ACAD12  و از مزاياي آن مي‌باشد .

  
                             

نرم‌افزارهاي كنترل پروژه  :

 

نام نرم‌افزار

قابليتها و امكانات

Time Line (TL6)

 

رسم انواع نمودارها با اندازه دلخواه ؛ در نظر گرفتن محدوديت‌هاي «زودتر از شروع نشود» و يا « ديرتر از شروع نشود» ؛ آناليز پرت ؛ تعيين مدت زمان استفاده از منبع و به تأخير انداختن آنها با تخصيص تقويم به منابع ؛ استفاده از بانكهاي اطلاعاتي براي ايجاد پروژه‌ها ؛ تهيه گزارش راجع به منبع ؛ قابليت مهم نمودار پرت زمان‌بندي شده به همراه MSP ؛ قابليت جانبي Guide Line 2 .

Primavera

 

رسم نمودارهاي پرت ، گرت و گانت ؛ با توجه به جميع موارد ، اين نرم‌افزار اغلب توانايي‌ها و دسترسي‌هاي ساير نرم‌افزارهاي كنترل پروژه را دارا مي‌باشد و علاوه بر آن امكانات قوي استفاده شبكه‌اي از آن وجود دارد .

Harvard Project Manager (HPM)

رسم نمودارهاي پرت و گرت به اندازه دلخواه ؛ محاسبه محدوديت‌هاي FF  و SF و  ؛ قابليت تعريف 350 فعاليت با حداكثر 12 كاراكتر ؛ آناليز مقادير به دست آمده تجمعي و گراف آن ؛ هزينه‌بندي انواع پروژه‌ها ؛ تعريف تقويم براي هر منبع ؛ تعيين زمان استفاده از منبع در تخصيص منابع .

Microsoft Project (MSP)

 

رسم نمودارهاي پرت و گرت و گانت ؛ به كار بردن و پروسه كردن روزهاي كاري و تعطيل ؛ محاسبه زمان پايان پروژه ؛ محاسبه انواع شناورهاي LF و EF و ؛ امكان استفاده از Password ؛ پشتيباني انواع پلاتر و چاپگر ؛ آناليز انواع هزينه‌ها ؛ محاسبه هزينه‌ اضافه‌كاري ؛ قابليت تعريف حداكثر 9999 فعاليت و منبع با حداكثر 256 كاراكتر ؛ تعريف نمودن فعاليت جديد در فضاي پرت و جابه‌جا كردن آنها ؛ گزارش دادن نمودار ميله‌اي منبع در مقياس زمان .

Project Schedule 7 (PS7)

 

رسم نمودارهاي پرت و گرت با نمايش بهتر و در اندازه دلخواه ؛ آناليز روزهاي تعطيل كاري ؛ محاسبه انواع شناورهاي منفي ؛ امكان استفاده از   Password ؛ قابليت تعريف حداكثر 20000 فعاليت و تخصيص دادن يادداشت به هر فعاليت ؛ استفاده از تقويم‌هاي مشترك در پروژه‌هاي چندگانه ؛ محاسبه ظرفيت‌هاي متغير ؛ هزينه‌هاي تورم و اضافه‌كاري براي منابع و افزودن به زمان اصلي يا كاهش آن ؛ محاسبه واريانس‌هاي زمان‌بندي و آناليز انواع هزينه‌ها ؛ تهيه گزارش منبع ، هزينه و


((پایان))

+ نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط صادق |

واحدهای درسی مهندسی صنایع ( برنامه ریزی و تحلیل سیستم )((گرايش خودم))

 

تحلیل سیستم ها :

دیدگاه سیستمی ، مدل و کاربرد آن در تجزیه و تحلیل پدیده ها ، تئوری ساختمان سیستم ها ، مدلسازی پدیده ها با تاکید بر پدیده های اقتصادی و اجتماعی ، تجزیه و تحلیل سیستم های خطی ، کاربرد نظریه ی سیستم ها و اصول مدلسازی در سیستم های تولیدی و ... از جمله مطالبی هستند که در این واحد درسی آموزش داده می شوند .

 

طرح سیستم های اطلاعاتی و کنترل مدیریت ( MIS ):

چشم انداز سیستم های اطلاعات و کنترل مدیریت ، رویکرد سیستمی مدیریت ، اهمیت جریان اطلاعات در کنترل و برنامه ریزی ، کاربرد کامپیوتر در سیستم های اطلاعات و کنترل سیستم اطلاعات و کنترل مدیریت و ... .

 

اصول شبیه سازی:

موارد کاربرد شبیه سازی در برنامه ریزیز ، انواع سیستم های شبیه سازی ، پدیده های تصادفی در شبیه سازی ، تجزیه و تحلیل آماری در شبیه سازی ، زبان های شبیه سازی ، بررسی عوامل مربوط به دقت نتایج بدست آمده از شبیه سازی ، بررسی بهینه سازی در شبیه سازی و ... .

 

اقتصاد مهندسی:

پروسه ی تصمیم گیری و تعاریف مربوط به اقتصاد مهندسی و آلترناتیو ، محاسبه ی نرخ بهره ، مقایسه های آلترناتیوهای اقتصادی به روشهای هزینه ای و ارزش فعلی ، رابطه ی اقتصاد مهندسی و استهلاک ، آنالیز حساسیت در اقتصاد مهندسی ، کاربرد احتمال در اقتصاد مهندسی ، بررسی حداقل نرخ بهره ی قابل قبول و ... .

 

اصول مدیریت و تئوری سازمان :

تعریف و هدف مدیریت ، وظایف اصلی مدیریت ( برنامه ریزی ، سازماندهی ، انگیزش ، هماهنگی و کنترل ) ، مفهوم برنامه ریزی ، انواع برنامه ها و مدل های برنامه ریزی ، انواع سازمان ها ، فاکتورهای انسانی در مدیریت ( انگیزه ها ، ارتباطات ، هماهنگی و رهبری ) ، فرایند کنترل و روش های مرسوم آن ، آشنایی با کار مدیران در بخش های مختلف و ... .

 

ارزیابی کار و زمان :

بررسی بهره وری تولید و روش های افزایش آن ، مطالعه ی کار ، نقش فاکتورهای انسانی در مطالعه ی کار ، روشهای ارزیابی کار در واحدهای تولیدی ، رابطه ی انسان و ماشین ، مطالعه ی حرکات بدن در کار ، اندازه گیری کار با اطلاعات استاندارد ، زمانسنجی کرنومتری ، زمان سنجی با استفاده از سیستم های MTM و MOST و... .

 

طرح ریزی واحد های صنعتی :

اهمیت و نقش طرح ریزی واحدهای صنعتی ، نحوه ی به اجرا در آوردن یک طرح ، مطالعه ی بازار و نقش آن در واحدهای صنعتی ، ظرفیت واحد صنعتی ، تجزیه و تحلیل محصول ، روش ساخت و تعیین نوع و تعداد ماشین آلات ، انتخاب سیستم های حمل و نقل مواد ، برآورد نیروی انسانی ، تهیه ی نقشه ی واحدهای صنعتی ، تعیین محل احداث واحدهای  صنعتی و ... .

 

برنامه ریزی تولید :

برنامه ریزی کوتاه و بلند مدت ، برنامه ریزی عملیات ، انواع برنامه ریزی تولید ، مدل های ایستا و پویای برنامه ریزی تولید ، تعیین اندازه ی اقتصادی تولید برای یک دستگاه ، برنامه ریزی تولید چند مرحله ای ، مدل های تولید چند محصولی ، مدل های احتمالی تولید ، برنامه ریزی کارگاهی ، بالانس خط تولید و ... .

 

کنترل پروژه :

شبکه ها و نحوه ی رسم آنها ، کوتاه ترین مسیر ، ماکزیمم جریان در شبکه ، محاسبه ی مسیر بحرانی ، تعیین زودترین و دیرترین زمان شروع ، زمان شناور ، بررسی هزینه و زمان تخصیص فعالیت ها با توجه به منابع محدود ، برنامه ریزی پروژه بوسیله ی ( PERT ) ، آشنایی با نرم افزارهای کنترل پروژه و ... .

 

برنامه ریزی و کنترل تولید و موجودیها 1و2 :

فرایندها و مشخصات سیستم کنترل تولید و موجودی ها ، مطالعه ی تقاضا و پیش بینی ، هزینه های سیستم های تولید ، قوانین و مقررات و سیاست های دولتی و تاثیر آن در پیش بینی و برنامه ریزی تولید ، برنامه ریزی مقدار تولید و تعدیل ظرفیت ، فرایند خرید و فروش ، طرح سیستم های اطلاعاتی برنامه ریزی و گسترش تولید ، برنامه ریزی تامین نیروی انسانی و ... .

 

مدیریت مالی :

مطالعه ی اجتماعی صورت وضعیت های مالی ، تجزیه و تحلیل مالی ، برنامه ریزی سود و تامین منابع مالی ، روش های تامین مالی کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت ، بررسی جریان نقدی ، تصمیم گیری سرمایه گذاری ها ، بررسی مخارج و نقطه ی سربسری و ... .

 

برنامه ریزی حمل و نقل:

مهندسی حمل و نقل ، برنامه ریزی حمل و نقل شهری ، مهندسی ترافیک و ... .

 

برنامه ریزی و مدیریت منابع انسانی :

تئوری های سازمانی و مدیریت نیروی انسانی ، کاربرد تئوری سیستم در مدیریت منابع انسانی ، طرح ریزی و برآورد نیازهای نیروی انسانی ، کارآموزی و بهسازی نیروی انسانی ، برنامه های خدمات رفاهی ، نظام کاربرد منابع انسانی و ... .

 

برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات :

در این واحد درسی مطالبی نظیر موارد زیر بررسی می شود :

طرح ریزی و کنترل برنامه های نگهداری و تعمیرات ( نت ) ، ارتباط با تولید ، تعمیر کلی و برنامه ریزی شده ، تجزیه و تحلیل زمان از کار افتادگی ماشین ها ، تخصیص هزینه های نت ، کاهش هزینه های نت ، مدیریت نت و... .

 

کاربرد کامپیوتر در مهندسی صنایع :

آشنایی با نرم افزارهای تحقیق در عملیات ( Lindo )

آشنایی با نرم افزارهای کنترل پروژه ( MSP Primavera )

آشنایی با نرم افزار های کنترل کیفیت

آشنایی با سیستم های کامپیوتری در طراحی و ساخت

و ... .

 

سایر واحدهای درسی:

سیستم های کنترل ، تحلیل و طراحی سیستم های ایمنی ، آمار مهندسی ، اقتصاد عمومی 1و2 ، اقتصاد سنجی و برنامه سازی اقتصادی ، حسابداری عمومی ، نقشه کشی صنعتی 1و2 ، آزمایشگاه اندازه گیری دقیق و کنترل کیفیت ، کنترل کیفیت آماری ، مدیریت کیفیت ، سازماندهی نیروهای انسانی ، تحقیق در عملیات 1و2 ، پیش بینی و آنالیز سری های زمانی ، برنامه نویسی کامپیوتری ، محاسبات عددی ، روش های تولید 1و2 ، کارگاه های ماشین ابزار ، جوش و  ریخته گری و ...

همه ي اين درسا به کنار رياضي 1 يه چيزه ديگس  .

 

((پايان))

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 9:47 بعد از ظهر توسط صادق |

((چارچوب هفت اس))

تغيير و حركت سازمان متأثر از تعامل ميان هفت بعد ساختار، استراتژي، سيستم‌ها، سبك، كاركنان، مهارت‌ها و ارزش‌هاي مشترك است. گروه مشاوران مكينزي اين واقعيت را در قالب چارچوب هفت اس بيان كردند. اين مقاله به شرح مختصر چارچوب هفت اس مي‌‌پردازد.

منبع : سايت «راهكار مديريت»

1. مقدمه:

وقتي سخن از سازمان به ميان مي‌آيد اولين چيزي كه به ذهن افراد درگير در مسائل مديريت سازمان مي‌رسد ساختار سازماني آن است؛ نمودار سازماني، ميزان تمركز، نوع ارتباطات، نحوه كنترل، و نظير آن. از سوي ديگر نظريه‌پردازان مديريت در يك قدم جلوتر، ساختار و استراتژي سازمان را متأثر از يكديگر مي‌دانند و ابعاد ديگر سازمان را در نظر نمي گيرند. واترمن، پيترز، و فيليپس (1980) با اين رفتار معمول موافق نبودند و در مقاله خود با عنوان «ساختار سازمان نيست» چارچوبي براي نگرش و بررسي سازمان ارائه دادند. آنها معتقدند كه تغيير و حركت سازمان متأثر از تعامل ميان هفت بعد ساختار، استراتژي، سيستم‌ها، سبك، كاركنان، مهارت‌ها و ارزش‌هاي مشترك )اهداف متعالي) است و آن را چارچوب  (يا مدل) هفت اس  (به دليل حرف اس انگليسي در اول كلمه انگليسي هر يك از هفت بعد) ناميدند و از آنجايي كه پژوهش آنها در شركت مشاوران مكينزي انجام شد به هفت اس مكينزي نيز مشهور است.

2. ابعاد چارچوب هفت اس:

به سه بعد ساختار، استراتژي و سيستم‌ها ابعاد سخت و چهار بعد سبك، كاركنان، مهارت‌ها و ارزش‌هاي مشترك ابعاد نرم گفته مي‌شود. واژه سخت بدين معني بكار مي‌رود كه مفاهيم آن ابعاد عيني، ملموس، عملي وبه سادگي تعريف شدني هستند و واژه نرم هم بدين معني بكار مي‌رود كه مفاهيم آن ابعاد غير ملموس، غير عملي، و به سختي تعريف شدني و توصيف شدني هستند.

(1) ساختار: اصول تقسيم كار و تخصصي سازي و هم‌چنين هماهنگي؛ ويژگي‌هاي برجسته نمودار سازماني (سازمان‌دهي وظيفه‌اي، متمركز يا غير متمركز و غيره)؛ نحوه ارتباط افراد (روابط مستقيم و غيرمستقيم)؛ الگوهاي طبقه‌بندي و كنترل. عموماً چنين پرسش‌هايي مطرح مي‌شود: سازمان متمركز است يا غير متمركز؟ وظايف اصلي چيستند؟ تنش بين وظايف كليدي چيست؟ ساختار غير رسمي (ارتباطات مستقيم با رده بالاي سازمان، باندها و گروه‌ها و گروه‌هاي غيررسمي تصميم‌گيري) چگونه است؟

(2) استراتژي: استراتژي الگو، سياست، برنامه، اقدام، تصميم و يا تخصيص منابع است كه تعريف مي‌كند: سازمان چيست؟ چه مي‌كند؟ و چرا چنين مي‌كند؟ ويژگي‌هاي متمايز، عوامل كليدي موفقيت، نحوه تفكر سازمان نسبت به خود و محيط سازمان، نقاط قوت و ضعف سازمان، فرصت‌ها و تهديد‌هاي سازمان و اصول تعريف شده سازمان مواردي هستند كه مي‌توانند در شكل استراتژي مطرح شوند.

(3) سيستم‌ها: رويه‌ها و فرايند‌هاي رسمي و غير رسمي سازمان در انجام امور و وظايف و هم‌چنين سيستم‌هاي رسمي سازمان چيستند؟ سيستم‌هاي ارزيابي و برنامه‌ريزي؛ سيستم تشويق و تنبيه، سيستم‌هاي تخصيص منابع و غيره. سيستم‌هاي غير رسمي سازمان كدامند؟ نحوه برگزاري جلسات، پروتكل‌هاي حل اختلافات و . . ..

(4) سبك: از بعد فرهنگ سازماني؛ ارزش‌ها و اعتقادات مسلط و نرم‌هاي توسعه يافته كه جزو ويژگي‌هاي ماندني زندگي سازماني شده‌اند. از بعد سبك مديريت؛ مديران چه مي‌گويند و چه عمل مي‌كنند؟ مدير وقت خود را چگونه مي‌گذراند؟ بر روي چه موضوعات و مواردي تمركز مي‌كند؟

(5) كاركنان: مشخصه‌هاي افراد سازمان از لحاظ تحصيلات، اصول كاركردي يا زمينه‌هاي كاري؛ نحوه مديريت منابع انساني، روش شكل‌دهي ارزش‌هاي پايه در جذب نيرو؛ معيار‌هاي انتخاب و ارتقاء كدامند؟ مسير شغلي و آينده شغلي چگونه است؟ فرهنگ كاركنان چگونه است؟

(6) مهارت‌ها: ويژگي‌هاي متمايز سازمان چيست؟ سازمان چه كاري را بهتر از همه انجام مي‌دهد؟ چگونه ويژگي‌هاي متمايز خود را حفظ مي‌كند؟

(7) ارزش‌هاي مشترك/ اهداف متعالي: مفاهيم راهنما، ايده‌هاي اساسي، معاني قابل ملاحظه يا اعتقادات مهم كه يك سازمان به افرادش القاء مي‌‌كند. اين موارد راهنماي جهت‌گيري سازمان نسبت به انجام وظايف، اهداف، كاركنان، جامعه و غيره است. نقش سازمان در خدمت به جامعه چگونه است؟

3. ارتباط ابعاد چارچوب هفت اس:

شكل زير ارتباط و تأثير متقابل ابعاد را نشان مي‌دهد. سازمان‌هاي موفق و اثربخش، تناسبي بين اين ابعاد به دست آورده‌اند. اگر يك بعد تغيير كند بر بقيه ابعاد نيز تأثير مي‌گذارد. در فرايند‌هاي تغيير، خيلي از سازمان‌ها به اس‌هاي سخت توجه مي‌كنند و كمتر با اس‌هاي نرم كاري دارند. ابعاد نرم مي‌توانند باعث ايجاد يا عدم ايجاد فرايند تغيير موفق شوند چرا كه ساختارها و استراتژي‌هاي جديد به سختي مي‌توانند بر روي فرهنگ و ارزش‌هاي نامتناسب بنا و پياده شوند. عدم موفقيت در تلفيق سازمان‌ها به دليل فرهنگ‌ها، ارزش‌ها و سبك‌هاي متفاوتي است كه سد راه اجراي سيستم‌ها و ساختار مي‌گردند.

4. كاربرد‌ها و استفاده‌هاي چارچوب هفت اس:

(1) ابزار ارزشمندي در آغاز فرايند‌هاي تغيير و جهت‌دهي به آن

(2) ابزار مناسبي در تجسم جامع سازمان

(3) الگويي براي عناصر مورد بررسي و مقايسه از سازمان
 


مراجع:

Waterman, R. Jr., Peters, T. and Phillips, J. R. 1980. Structure Is Not Organisation. Business Horizons, 22(3) 14-26

((پايان))

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 6:6 بعد از ظهر توسط صادق |

((شش سيگما))

 

استراتژی تحولی شش سیگما ، سیستمی است كه موجب توسعه و گسترش متدهای مدیریتی، آماری و نهایتا حل مشکلات شده و به شرکت  امکان جهش و تحول را مي‌دهد.

 

قابلیتهای بهبود:

احراز كيفيت برتر و افزایش قابلیت اعتماد در محصولات تولید شده و مونتاژ شده نیازمند چارچوبی است كه به قابلیتهای سازمان در زمينه‌هاي مدیریت، کاربرد اطلاعات و تکنولوژی يكپارچگي ببخشد. براي استفاده از اطلاعات، وجود يك سری ابزارهای آماری كه بتوان به وسیله آنها عملکرد فرآیندها و تولیدات را بهينه نمود، بسیار ضروری است. در دنياي رقابتی امروز، كيفيت خوب يك ویژگی تجملاتي نيست بلکه از دیدگاه هر دوي توليدكنندگان و مصرف كنندگان يك نیاز بنیادی است.

صرف نظر از تعريفهاي متعدد كيفيت، يك سري ويژگيهاي مشترك جهاني براي آن درنظر گرفته شده است كه عبارتند از:

عملكرد دقيق، حداقل تغيير و كمترين هزينه.

دانشمندان و مهندسيني كه به طور عمومي و كلي با مسائل برخورد مي كنند علاقمند به مورد اول، آمارگران، متمايل به مورد دوم و مديران تجاري دوستار مورد سوم مي باشند. بديهي است فرآيند و يا محصولي موفق است كه برخوردار از همه موارد فوق باشد.

شش سیگما فلسفه بهبود مستمر است و به سمت "عالي شدن در همه كارها" پيش مي رود. شش سیگما  سيستمي است كه تعيين مي كند كجا قرار گرفتيم، دوست داريم كجا باشيم، چگونه به آن مقصد مي رسيم و چگونه در طول راه پيشرفت مي كنيم.

شش سیگما  يك ابزار است كه براي ميزان سازي دقيق ماشين فرآيند به كار مي رود و اينكار را از طريق مشتري‌مداري، بهبود مستمر و درگير كردن و مشاركت همه اعضا در داخل و خارج سازمان انجام مي دهد.

در مبحث شش سیگما  ، 3 حوزه اصلي وجود دارد: حوزه اول "فلسفه" است كه طريقه حركت، چشم انداز و جهت حركت سازمان را تعيين مي كند. حوزه دوم "مقياس" است كه به سازمان اين امكان را مي دهد تا به طور دقيق نحوه عملكرد فرآيندها را مشخص كند. حوزه سوم نيز "روش شناسي" است. روش شناسي يك فرآيند سيستماتيك است كه موجب شناسايي، تبيين، اندازه‌گيري، تحليل، توسعه و استاندارد شدن يك فرآيند مي شود.

هر چه تعداد شش سیگما ها بيشتر باشد ميزان خطا كمتر است. هر چه تغييرات كوچكتر باشند هزینه کمتر است. بهترين سازمانها حدود 3 يا 4 سيگما بكار مي گيرند كه اين تعداد، احتمال بروز خطا در يك ميليون واحد را به 6200 عدد مي رساند. به طور عملي تعداد خطاها مي تواند تا 4/3 واحد در هر يك ميليون واحد كاهش پيدا كند و اين به معني ميليون ها دلار صرفه‌جويي است.

شش سیگما  يك رويكرد تحولي مديريتي است كه باعث ارتقا و بهبود كيفيت مي شود. شش سیگما  يك استاندارد جهاني است كه علاوه بر تامين نياز مشتريان باعث توسعه و پيشرفت كاركنان در لايه‌هاي جديد مي شود و اين به منزله يك مسئوليت براي نيروهاي انساني است نه فقط يك فرصت.

نيروهاي انساني نيازمند افزايش ارزش عملكردهاي خود مي باشند كه اين كار را با ايفاي يك نقش كليدي و پياده‌سازي شش سیگما  در سازمان خود انجام

مي دهند.

 

شش سیگما  واقعاً چيست؟

به طور ساده مي توان گفت، شش سیگما  متدي است كه بر اساس داده (data) هدايت مي شود و هدف  آن دستيابي به كيفيت برتر است. چيزي كه شش سیگما  را از ساير اصول كيفيت متمايز مي كند اين است كه پيش گبري قبل از وقوع اشتباهات. به طور ويژه مي توان گفت شش سیگما  يك تلاش نظم يافته است كه فرآيندهاي تكرار شوند سازمان را در بخشهاي طراحي محصولات، عملكرد تامين كنندگان، سرويسهاي خدماتي و … از نزديك مورد سنجش قرار مي دهد.

شش سیگما  يك متد آماري است كه نيازهاي مشتري را به صورت وظايف جداگانه تعريف كرده و ضمنا يك سري ويژگي هاي بهينه در صورتيكه بين آنها عملكردهاي فيمابين وجود داشته باشد، برايشان در نظر مي گيرد. همانطور كه از شواهد پيداست، گامهايي كه براي نيل به اين هدف برداشته مي شود تاثير بسيار عميق به روي كيفيت محصولات، عملكرد سرويسهاي مشتريان و پيشرفتهاي حرفه‌أي پرسنل خواهد گذاشت.

شش سیگما  به دليل تاكيد عميق بر روي تحليلهاي آماري، مقياسهاي ارزيابي طراحي، توليد محصول و فعاليتهاي متمركز در حيطه مشتري گرايي، قادر است احتمال بروز خطا در محصولات و سرويسها را به ميزان بي سابقه‌أي كاهش دهد. شش سیگما  حاصل پيوند سيستمهاي اجتماعي و فني است.

عوامل انساني با بهره‌گيري از مزاياي پيشرفتهاي تكنولوژيكي، سرانجام نظامي بر اساس اين واقعيت ايجاد خواهد كرد كه براي حفظ بقا در دنياي رقابت آميز امروز، وجود كيفيت بسيار بالا با صرف هزينه بسيار اندك، فوق العاده ضروري است. شش سیگما  در واقع نقشه جاده بقا و موفقيت است.

براي اجراي شش سیگما  در سازمان ابتدا بايد تيمهايي تشكيل شود. نقشي كه هر يك از اعضاي تيم ايفا خواهند نمود تعيين كننده نوع و سطح آموزشي است كه دريافت مي كنند.به عنوان مثال اعضاي كليدي اين تيمها توسط متخصصين خارج از سازمان به عنوان رهبر گروه  آموزش مي بينند.

علاوه بر اين تيمها، گروههاي حمايت كننده نيز تشكيل مي شود كه تعداد زيادي از اعضاي آن تمام وقت خود را صرف اجراي هر يك از اين پروژه‌ها مي كنند.

زماينكه تصميم مي گيريد يك فرآيند را اصلاح كنيد بايد بهترين روش را براي اجراي آن اتخاذ كنيد. به همين منظور بايد بهترين نوع تيم انتخاب شود. اما اين تيم الزاماً بايد  (Action process team) APT باشد؟

قهرمانان - مرشدان - كمربند مشكي ها و كمربند سبزها تيمهاي مذكور را به صورت مرتبط با يكديگر در سرتاسر سازمان هدايت مي كنند. نقش مرشدان هدايت استراتژي كسب و كار - حمايت و راهنمايي است. وظيفه كمربند مشكي ها پياده‌سازي، هدايت و نتيجه‌گيري از پروژه تيمهاي شش سیگما  است. نقش كمربند سبزها هم اين است كه با بكارگيري مهارتهاي فني خود در شش سیگما  در مورد موضوعات روز درون سازماني با تيم همكاري مي كنند و اين فرصتي براي بهبود است.

جلسات تعاملي، در طول چندين هفته برگزار مي شود. (اين جلسات فقط مختص متخصصين فني و يا مديريتي است نه همه كمربند سبزها) . كمربند سبزها كساني هستند كه جلسه را با موفقيت گذرانده و براي بكارگيري ابزارهاي بهبود و توسعه آموزش ديده‌اند. پس از سپري شدن نخستين هفته، پروژه‌ها انتخاب شده و آموزش ديدگان موظف به بكارگيري و اجراي مباحثي مي شوند كه در طول دوره آموخته‌اند. پس از پايان هر برنامه نيز نتايجي را كه از اين جلسات گرفته‌اند، ارائه مي دهند. كسانيكه اين جلسات را با موفقيت پشت سر گذاشته و پروژه‌ها را اجرا مي كنند، گواهينامه "كمربند مشكي" دريافت مي كنند. اين افراد مسئول اجراي شش سیگما در واحد كسب و كار خود شده و تيمهاي مذكور را هدايت و رهبري مي كنند، علاوه بر اين مديران را نيز در جهت اولويت دادن به امور، برنامه‌ريزي و اجراي پروژه‌ها، ارشاد و هدايت مي كنند. از ديگر وظايف اين گروه بكارگيري، آموزش و توزيع ابزارها و متدهاي لازم براي كمربند سبزها و اعضاي تيمها مي باشد.

تنها تعدادي از اين افراد به سومين سطح كه بالاترين لايه نيز مي باشد راه پيدا كرده و اصطلاحاً "استاد كمربند مشكي " مي شوند. البته قبل از دريافت گواهينامه مذكور موظف به هدايت چندين تيم و پروژه مي گردند. "استاد كمربند مشكي " ها در واقع كارشناس اجراي شش سیگما  و تئوري آن مي باشند بايد فرآيندها را آموزش دهند. اين افراد متخصصين كيفيت در روش شناسي و بكارگيري ابزار بهبود در همه سطوح سازمان مي باشند. ضمناً فرآيند يكپارچه‌سازي شش سیگما  با استراتژي كسب و كار سازمان و برنامه‌هاي عملياتي آن را نيز رهبري مي كنند.

تسهيلات و امكاناتي كه شش سیگما  در بخشهاي بهبود كيفيت، كاهش هزينه، جلب رضايت مشتري و حفظ وفاداري و پيشرفت كاركنان ايجاد مي كند بسيار وسيع است. از طرفي براي تبديل قابليتهاي بالقوه شش سیگما  به صورت بالفعل بايد زمان كافي، استعداد، سرمايه‌گذاري هاي درست و … به اينكار اختصاص داده شود. اجراي شش سیگما  نيازمند تمركز بسيار و كار تيمي قوي است.

))پايان))

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط صادق |

 

((سير شكل‌گيري مهندسي صنايع و سيستم ها))

 

در اين مقاله تاريخچه شكل‌گيري و تكامل مهندسي صنايع و تغيير آن از مهندسي صنايع سنتي به مهندسي صنايع و سيستم‌ها شرح داده مي‌شود. مهندسي صنايع و سيستم‌ها، تعريف و جايگاه آن در سازمان بررسي مي‌شود. در پايان به برخي از فعاليت‌هاي مهندسي صنايع و سيستم‌ها اشاره مي‌شود. تاريخچه مهندسي صنايع، سير شكل‌گيري مهندسي صنايع تا جنگ جهاني دوم، تكامل مهندسي صنايع بعد از جنگ جهاني دوم، ارتباط مهندسي صنايع با مديريت، تحقيق در عمليات، مهندسي سيستم، علوم كامپيوتر، علم آمار، علم مديريت، مهندسي فاكتورهاي انساني، رشته مهندسي صنايع و سيستم‌ها، تعريف مهندسي صنايع، نقش مهندسي صنايع و سيستم‌ها در سازمان، حوزه‌هاي فعاليت مهندسي صنايع و سيستم‌‌ها شامل مطالعات امكانپذيري، استقرار كارخانه يا سازمان، طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي و خدماتي، برنامه‌ريزي حمل و نقل، جانمايي بخش‌ها، ارزيابي كار و زمان، كنترل موجودي، برنامه‌ريزي توليد، سيستم‌هاي برنامه‌ريزي مواد موردنياز، برنامه‌ريزي نگهداري و تعميرات، كنترل كيفيت، مديريت و كنترل پروژه، برنامه‌ريزي نيروي انساني و سيستم‌هاي حقوق و دستمزد، مهندسي فاكتورهاي انساني و سيستم‌هاي اطلاعات از جمله مباحث اين مقاله هستند

1*تاريخچه مهندسي صنايع :

 

1. سير شكل‌گيري مهندسي صنايع تا جنگ جهاني دوم:

اولين فعاليت‌هاي مهندسي صنايع مربوط به اقتصاددانهاي كاربردي و صنعتگرها است كه در حدود سالهاي 1800 در انگلستان شكل گرفت. آدام اسميت1 ، اقتصاددان معرف اسكاتلندي، در سال 1776 در كتاب ثروت ملل ايده تقسيم كار را براي بهبود بهره‌وري مطرح كرد. پياده‌سازي اين ايده روي فعاليت سوزن سازي در يك كارگاه نشان داد كه با تقسيم فعاليت به چهار عمليات جداگانه، خروجي 5 برابر افزايش يافت. وقتي كه يك كارگر تمام فعاليت را انجام مي‌داد در هر روز 1000 سوزن توليد مي‌كرد ولي وقتي 10 كارگر به چهار فعاليت تخصصي و جداگانه گمارده شدند مي‌توانستند 48000 سوزن توليد كنند. علاوه بر اينكه ظرفيت توليد افزايش يافت، اسميت نشان داد كه با اين ايده هزينه ساخت نيز كاهش مي‌يابد. اسميت علت كاهش هزينه ساخت را چنين بيان كرد:

  • انجام يك كار توسط يك نفر به صورت مكرر باعث به وجود آمدن مهارت خاص در آن فرد براي انجام آن كار مي‌گردد بنابراين مي‌تواند در زمان كمتري آن را به پايان رساند.
  • صرفه‌جويي در زمان از دست رفته كارگر براي تغيير از يك كار به كار بعدي
  • اختراع ابزار جديد و مخصوص براي انجام هر يك از كارها

چارلز ببج در تكميل ايده اسميت بيان كرد كه با گماردن هر كارگر به يك كار خاص، ديگر به مهارت و تجربه زياد در كار ساخت و توليد نياز نبوده و نرخ پرداخت به كارگران نيز مي‌تواند كمتر باشد و بدين شكل هزينه توليد كاهش مي‌يابد. وي نتيجه يافته‌هاي خود را در سال 1835 با عنوان «اقتصاد ماشين‌آلات و سازندگان ارائه نمود.

در توليد ماشين بخار توسط ماتئو بولتون و جيمز وات ، استفاده از سيستم‌هاي مديريت شامل استانداردها، روش‌هاي پيش‌بيني، استقرار كارخانه، طراحي كارخانه و سياست‌هاي حقوق و پاداش در شكل ابتدايي خود براي كمك در هدايت، مديريت و كنترل كارخانه آغاز شد.

توسعه مهندسي صنايع در آمريكا در سالهاي اول 1900 توسط فردريك تيلور ، پدر مهندسي صنايع، آغاز شد. بر خلاف آدام اسميت و چارلز ببج كه نظريه‌پرداز و نويسنده بودند، تيلور كسي بود كه از طريق انجام فعاليت‌هاي صنعتي و بر اساس آزمايش به توسعه اصول و مفاهيم پرداخت و توجه خود را روي روش‌هاي علمي انجام كار و مديريت يك واحد توليدي متمركز ساخت. تا قبل از تيلور كارها بر اساس حسابهاي سرانگشتي انجام مي‌شد و از استانداردهاي علمي، برنامه‌ريزي مديريتي و رويه‌هاي تحليل خبري نبود. هدف تيلور تغيير اين وضعيت به شرايطي بود كه نشان دهد مديريت يك فعاليت علمي است و نه يك فعاليت اتفاقي و باري به هر جهت. وي چهار خط‌مشي زير را مورد توجه قرار داد:

  • براي هر عنصر كاري يك پايه علمي توسعه دهيد و آن را جايگزين روش‌هاي سر‌انگشتي كنيد.
  • براي هر كار، بهترين كارگر را انتخاب كنيد به جاي اينكه كارگر خود، كار خود را انتخاب كند.
  • كار را به طور مساوي بين مديريت و نيروي كار تقسيم كنيد به طوري كه هر يك وظايف و مسئوليت متناسب با خود را دارا باشد.
  • روح همكاري بين مديريت و نيروي كار را توسعه دهيد به طوري كه كار بر اساس خط‌مشي اول و دوم انجام پذيرد.

در راستاي هدف تيلور (يعني مديريت علمي) افراد ديگري از جمله گيلبرت و گانت به توسعه روش‌هاي علمي و سيستماتيك براي مطالعه و اندازه‌گيري كار، برنامه ريزي و زمانبندي توليد پرداختند. تا پيش از سال 1930 رشد چشمگيري در توسعه مهندسي صنايع ايجاد شد و حوزه‌هايي تحت عناوين زير شكل گرفت:

  • روش‌هاي كار
  • اندازه‌گيري كار
  • طراحي كارخانه
  • سيستم‌هاي پاداش و حقوق
  • ارزيابي كار
  • تئوري سازمان
  • فاكتورهاي انساني
  • برنامه‌ريزي و كنترل توليد

تا اواخر سالهاي 1940، توسعه مهندسي صنايع بر اساس روش‌هاي سنتي كه توسط تيلور، گانت و گيلبرت پايه‌گذاري شده بود ادامه يافت. فلسفه وجودي مهندسي صنايع با توجه به نگرش و هدف به وجود‌آورندگان آن، ارائه راه‌حل‌هاي مؤثر و كارا براي مسائل مربوط به طراحي، تحليل و ارزيابي بود.

2.تكامل مهندسي صنايع بعد از جنگ جهاني دوم:

شكل‌گيري مهندسي صنايع به همراه تدوين فلسفه وجودي، مفاهيم، اهداف و مشخص شدن حوزه‌هاي كاربرد از يك طرف و از طرف ديگر ظهور حوزه‌هاي جديد قابل كاربرد در مهندسي صنايع طي سالهاي جنگ جهاني دوم و بعد از آن، مهندسي صنايع را به حوزه‌اي تبديل نمود كه داراي معاني متفاوت نزد افراد مختلف بود. بهترين روش درك مهندسي صنايع جديد، درك چگونگي ارتباط آن با ديگر حوزه‌هاست. معمول‌ترين حوزه‌هاي مرتبط با مهندسي صنايع عبارتند از: مديريت، علوم كامپيوتر، علم آمار، تحقيق در عمليات، علوم مديريت ، مهندسي فاكتور‌هاي انساني و مهندسي سيستم‌ها. در ادامه هر يك از حوزه‌هاي اشاره‌ شده، شرح داده شده و با مهندسي صنايع مقايسه مي‌شوند.

1.2مديريت:

بين همه حوزه‌هاي اشاره شده، مديريت قديمي‌ترين در تاريخ بشري است. بيشتر كتابهاي مديريت، توسعه مديريت را با بحث روي مفاهيم علمي تيلور آغاز مي‌كنند و خيلي از نويسندگان آن كتابها، تيلور را «پدر مديريت علمي» مي‌نامند همانگونه كه مهندسين صنايع وي را «پدر مهندسي صنايع» مي‌نامند. در اينجا اين پرسش مطرح مي‌شود كه آيا مفاهيم مديريت علمي تيلور تعميمي دانشگاهي از مهندسي است يا مديريت. بخشي از مديريت با نام مديريت توليد داراي وجه مشتركي با مهندسي صنايع است. در اينجا نيز از ديد مديريت، مديريت توليد به جنبه هدايت منابع انساني توليد توجه دارد در صورتي كه مهندسي صنايع به تحليل، طراحي و كنترل سيستم‌هاي بهره‌ور مي‌پردازد. منظور از سيستم بهره‌ور سيستمي است كه محصول يا خدمت توليد مي‌كند. به عبارتي مي‌توان گفت متخصصان مديريت مجري سيستم‌هايي هستند كه توسط مهندسين صنايع تحليل، طراحي و ارزيابي شده‌اند.

2.2تحقيق در عمليات:

در جنگ جهاني دوم، نيروي نظامي انگليس و آمريكا تيم‌هايي مركب از رياضيدانان، آماردان‌ها، دانشمندان فيزيك، مهندسين، بيولوژيست‌ها و روانشناس‌ها تشكيل دادند تا مسائل مختلف عملياتي نظامي را مورد تحليل قرار دهند. به عنوان مثال نيروي دريايي آمريكا 70 تحليل‌گر از علوم مختلف را به كار گرفت. از آنجايي كه اين تيم‌ها براي تحقيق روي فعاليت ها و عمليات نظامي تشكيل شده بودند، چنين تحقيق، تحليل و بررسي را «تحقيق در عمليات ناميدند. تيم‌هاي تحقيق در عمليات به مسائلي از جمله مسائل زير پاسخ دادند:

  • تعيين محل استقرار تجهيزات رادار
  • چگونگي جستجوي زيردريايي‌هاي دشمن
  • چگونگي تخريب مين‌هاي دريايي در درياهاي اطراف ژاپن
  • تعيين اندازه بهينه ناوگان‌هاي حمل مواد
  • توسعه استراتژي‌هاي مانور ناوهاي جنگي هنگام حمله دشمن

همانطور كه گفنه شد تا اواخر سالهاي 1940 توسعه مهندسي صنايع مبتني بر روشهاي سنتي تيلور، گانت و گيلبرت بود. بعد از جنگ جهاني دوم و در اواخر سالهاي 1940 و اوايل 1950، تحقيق در عمليات به واسطه موفقيت‌هاي به دست آمده در جنگ، جاي خود را در فعاليت‌هاي صنعتي، بخش‌هاي خدماتي و سازمان‌هاي دولتي و خصوصي باز كرد. مفاهيمي كه توسط تيلور، گانت، گيلبرت و ديگران توسعه داده شده بودند نيازمند تحليل كمي دقيق‌تر و روش‌هاي سيستم‌گرا بودند كه تا آن زمان به صورت سنتي به كار گرفته مي‌شدند. ظهور تحقيق در عمليات، نقطه عطفي در تحول روش‌هاي مهندسي صنايع بود كه نتيجه آن توسعه روش‌هاي كمي، الگوريتم‌هاي رياضي و . . . بود كه در بكارگيري مؤثر مفاهيم توسعه يافته توسط تيلور و ديگران استفاده شدند. ممكن است اين پرسش مطرح شود كه آيا مهندسي صنايع و تحقيق در عمليات يك نظام واحد هستند يا دو نظام جدا از هم؟ همانطور كه ديده شد تاريخ مهندسي صنايع و تحقيق در عمليات جداي از هم است اما فلسفه وجودي هر دو يكي است يعني ارائه راه‌حل‌هاي موثر و كارا براي مسائل مربوط به طراحي، تحليل و ارزيابي.

تحقيق در عمليات يك روش عملي براي حل مسائل مديريت است. اين نظام شامل ساخت توصيف‌ها يا مدل‌هاي رياضي، اقتصادي و آماري از مسائل تصميم‌گيري براي بررسي شرايط پيچيدگي و نااطميناني است. هم‌چنين تحليل روابط تعيين‌كننده پيامدهاي محتمل تصميمات اتخاذ شده و ارائه شاخص‌هاي مناسب اثربخشي براي ارزيابي اهميت نسبي گزينه‌هاي موجود از ديگر اهداف اين نظام است.

تفاوت اصلي دو نظام مهندسي صنايع و تحقيق در عمليات در حوزه تحليل و نوع‌ مدل‌ها و متدولوژي است كه هريك استفاده مي‌كنند. توسعه‌هاي اوليه مهندسي صنايع در ارتباط با كارگاه‌هاي ساخت و به شدت مبتني بر استفاده از روش‌هاي سيستماتيك ذهني به جاي استفاده از روش‌هاي رياضي بوده است. بعضي از اين روش‌ها شامل برنامه‌ريزي فرايند، بهبود روش‌ها، استانداردسازي زمان انجام كار و ارزيابي كار مي‌باشند كه از جمله روش‌هاي سنتي مهندسي صنايع به شمار مي‌آيند. اما در سي سال اخير، بخش اعظم فعاليت‌هاي مهندسي صنايع از طريق تكنيك‌هاي تحليلي مبتني بر مفاهيم رياضي كاربردي صورت گرفته است.

تحقيق در عمليات معمولاً با عمليات يك سيستم موجود شامل انسان و ماشين سر و كار دارد. اين رشته مي‌تواند در سيستم‌هاي مختلف از جمله سيستم‌هاي نظامي، فروشگاه‌ها، كارخانه‌ها، مزارع، مراكز خدماتي و غيره براي كنترل موجودي، توزيع مواد خام و ساخته شده، بررسي خطوط انتظار، تبليغات، بهينه‌سازي حمل و نقل و تصميم‌گيري به كار رود. معمولاً هدف، بهينه‌سازي يا استفاده بهتر از مواد، انرژي، انسان و ماشين‌آلاتي است كه در سيستم موجود است.

3.2 مهندسي سيستم:

در حالي كه تحقيق در عمليات با توجه به منابع فعلي سيستم به حل مسئله و ارائه راه حل مي‌پردازد مهندسي سيستم‌ها بر طراحي و برنامه‌ريزي سيستم‌هاي جديد براي انجام بهتر عمليات فعلي يا اجراي عمليات، وظايف يا خدماتي كه تا به حال به كار گرفته نشده‌اند تأكيد مي‌كند. به عبارت ديگر تحقيق در عمليات تغيير رويه‌هاي سيستم را پيشنهاد مي‌كند در حالي كه مهندسي سيستم‌ها تغيير كل يا بخشي از يك سيستم و جايگزين نمودن سيستم جديد را پيشنهاد مي‌كند.

با اين توضيح مشخص مي‌گردد كه فلسفه وجودي مهندسي سيستم‌ها نيز همانند مهندسي صنايع سنتي و تحقيق در عمليات ارائه راه‌حل‌هاي مؤثر و كارا براي مسائل مربوط به طراحي، تحليل و ارزيابي است اما با نگرشي متفاوت از آنها. مهندسي سيستم‌ها نيز مانند تحقيق در عمليات با ظهور خود و ارائه تكنيك‌هاي مؤثر در طراحي و تحليل، مهندسي صنايع سنتي را تحت تأثير قرار داد.

4.2علوم كامپيوتر:

نقش و تأثير كامپيوتر بر رشته‌هاي مختلف علمي بر كسي پوشيده نيست. مهندسي صنايع نيز به عنوان حوزه‌اي كه با حجم زياد اطلاعات از يك طرف و محاسبات تكراري و طولاني از طرف ديگر سر و كار دارد تأثير قابل ملاحظه‌اي از فناوري كامپيوتر دريافت نموده است. فناوري كامپيوتر موجب به وجود آمدن الگوريتم‌هاي جديد طراحي و تحليل، نرم‌افزارهاي مختلف موردنياز در مهندسي صنايع، فرايندهاي جديد ساخت و توليد مانند طراحي و توليد به وسيله كامپيوتر ، سيستم‌هاي توليدي انعطاف‌پذير و سيستم‌هاي توليد يكپارچه كامپيوتري شده است. اين دگرگوني مهندسي صنايع سنتي را تحت تأثير قرار داده و مباحث جديدي را در اين حوزه مطرح نموده است.

5.2علم آمار:

بيشتر پديده‌هاي مورد بررسي در مهندسي صنايع به جاي جنبه قطعي ، جنبه تصادفي دارند. به عنوان مثال خرابي تجهيزات بر اساس قاعده معيني رخ نمي‌دهد بلكه به صورت اتفاقي و تصادفي خراب مي‌شوند. پارامترهاي تعيين‌كننده در فرايندهاي توليد معمولاً در يك مقدار مشخص غيرقابل كنترل هستند و دامنه‌اي براي آن تعريف مي‌شود و تغيير پارامتر در اين دامنه به صورت احتمالي خواهد بود. مدت زمان ساخت و توليد يا ارائه خدمات در بيشتر موارد داراي توزيعي احتمالي است. شرايط فوق و بسياري از شرايط احتمالي ديگر باعث مي‌شوند كه تحليل، طراحي و ارزيابي‌هاي موردنياز مهندسي صنايع توأم با شرايط احتمالي و نااطميناني باشد. بنابراين بكارگيري علم آمار گريزناپذير خواهد بود. دخالت علم آمار در ابعاد مختلف موردنياز، مهندسي صنايع سنتي را تحت تأثير قرار داده است.

6.2علم مديريت:

علم مديريت رشته‌اي است كه در ارتباط تنگاتنگ با تحقيق در عمليات در دهه 1960 توسعه يافته است. تكنيكهاي مورد استفاده در اين رشته همان تكنيكهاي تحقيق در عمليات هستند اما تفاوت آن با تحقيق در عمليات در حوزه كاربرد آن است كه بيشتر در امور اداري، بازرگاني و مديريت صنعتي مطرح مي‌گردند. امروزه تفاوتي بين اين دو قائل نمي‌شوند و معمولاً با هم و به شكل OR/MS مطرح مي‌گردند.

7.2مهندسي فاكتورهاي انساني:

سيستم‌هاي مهندسي صنايع بر خلاف سيستم‌هاي سخت‌افزاري، مانند مهندسي الكترونيك اغلب تركيبي از انسان و ماشين هستند و طراحي سيستم‌هاي انسان- ماشين نيازمند تعيين بهترين تركيب از عناصر انساني و ماشيني است. اين نيازمندي ضرورت آگاهي مهندسين صنايع از روانشناسي صنعتي و مهندسي فاكتورهاي انساني را توجيه مي‌نمايد.

3.مهندسي صنايع و سيستم‌ها:

شكل‌گيري و تكامل مهندسي صنايع و تعامل آن با حوزه‌هاي مرتبط طي سالهاي 1800 تا 1970 باعث تدوين حوزه يا رشته‌اي به نام مهندسي صنايع و سيستم‌ها شده است. نمودار زير اين روند تكاملي را بيشتر روشن مي‌سازد.

 

 

2*تعريف مهندسي صنايع:

تعريف رسمي زير توسط IIE براي مهندسي صنايع ارائه شده است كه بدون هيچ تغييري قابل كاربرد براي مهندسي صنايع و سيستم‌هاست:

((مهندسي صنايع عبارتست از طراحي، بهبود و استقرار سيستم‌هاي مركب از انسان، مواد، اطلاعات، تجهيزات و انرژي. مهندسي صنايع با دستيابي به دانش و مهارت تخصصي در علوم رياضي، فيزيكي و اجتماعي به همراه اصول و روش‌هاي تحليل و طراحي مهندسي نتايج و خروجي‌هاي مورد انتظار چنين سيستم‌هايي را تعيين، پيش‌گويي و ارزيابي مي‌كند.))

اگر چه واژه صنايع معمولاً براي سازمان‌هاي توليدي بكار مي‌رود اما قابل كاربرد براي هر گونه سازمان است.

3*نقش مهندسي صنايع و سيستم‌ها در سازمان:

با توجه به تعريف ارائه شده از مهندسي صنايع و سيستم‌ها، چنين مي‌توان نتيجه گرفت كه در هر سازمان، مهندسي صنايع و سيستم‌ها به عنوان مركز هماهنگ‌كننده بين تمام عناصر سازمان عمل مي‌كند. اين نقش مي‌تواند در قالب ابزار پشتيبان مديريت ظاهر شود. همانطور كه قبلاً نيز اشاره شد مهندسين صنايع و سيستم‌ها نقش طراح، تحليل‌گر و برنامه‌ريز را به عهده دارند و مديريت سازمان مجري طرح‌ها و برنامه‌هاي ارائه شده خواهد بود. اگر چه مهندسين صنايع و سيستم‌ها مي‌توانند در قالب مديراني كارآمد نقش ايفا كنند اما با درگير شدن در مشكلات اجرايي، از نقش اصلي خود باز مي‌مانند. نمودار زير نقش هماهنگ‌كنندگي مهندسي صنايع و سيستم‌ها را نمايش مي‌دهد.

 

بسته به حجم فعاليت و اندازه سازمان، واحد مهندسي صنايع و سيستم‌ها مي‌تواند در سطح مديريت يا زيرمجموعه يكي از مديريت‌ها مطرح گردد. ساختار سازماني داخلي يك واحد مهندسي صنايع و سيستم‌ها بايد بر اساس اصول طراحي سازماني و شرايط خاص سازمان مورد نظر طراحي گردد. هم‌چنين بايد حيطه فعاليت موردنياز براي عملي ساختن مأموريت محول شده به اين واحد تحليل شده و در قالب گروه‌هاي منطقي از وظايف و فعاليت‌ها شكل داده شود. اين گروه‌ها مي‌توانند به عنوان بخش‌هاي مختلف اين واحد در نظر گرفته شوند.

4*حوزه‌هاي فعاليت مهندسي صنايع و سيستم‌‌ها:

در اين بخش فعاليت‌هاي مختلف مهندسي صنايع در قالب نمونه‌هاي عملي و پرسش معرفي شده  و شرح مختصري از هر يك از فعاليت‌ها ارائه مي‌شود. لازم به ذكر است كه نمونه‌هاي اشاره شده واقعي نبوده و فقط براي استفاده در معرفي فعاليت‌ها بيان شده‌اند. هم‌چنين توضيحات ارائه شده به شكل عمومي بوده و با هدف معرفي مهندسي صنايع و سيستم‌ها به صورت كلي تهيه شده و معطوف به يك سازمان خاص نيستند. نمي‌توان گفت كه توضيحات ارائه شده به تمام فعاليت‌هاي مهندسي صنايع و سيستم‌ها اشاره مي‌كند ولي بخش اعظم فعاليت‌هاي اين رشته را پوشش مي‌دهد. توضيحات مختصر بوده و به جزئيات تكنيك‌ها و روش‌ها اشاره‌اي نشده است.

1.4مطالعات امكانپذيري:

در چند سال گذشته تعدادي كارخانه توليدكننده فرش ماشيني در سطح كشور احداث شده است. گفته مي‌شود مجموع ظرفيت توليد اين كارخانه‌ها بيش از نياز داخلي بوده و در اين شرايط به دليل كيفيت پايين توليدات و ناتواني در رقابت با كشورهايي چون آلمان، توانايي جذب بازارهاي خارجي را ندارند. در احداث اين كارخانه‌ها چه ملاحظاتي بايد در نظر گرفته مي‌شد تا وضعيت فعلي پيش نيايد؟

قبل از احداث هر واحد توليدي يا خدماتي بايد مطالعه و بررسي بازار، پيش‌بيني ميزان فروش، اقتصادي بودن و . . . تحت مطالعات امكانپذيري و در سه دسته امكانپذيري اقتصادي، فني و مالي مد نظر قرار گيرند. اقتصاد مهندسي و تكنيك‌هاي تحليل هزينه و سود از جمله ابزاري هستند كه در اين راستا بكار گرفته مي‌شوند.

امكانپذيري اقتصادي: آيا توليد مقرون به صرفه خواهد بود؟ از لحاظ هزينه آيا قابل رقابت با ساير توليدكنندگان مي‌باشد؟

امكانپذيري فني: آيا فناوري موجود پاسخگوي نياز است؟ تخصص لازم در كشور وجود دارد؟ خريد ماشين‌آلات امكانپذير است؟ آيا مشكل لوازم يدكي، نگهداري و تعميرات و . . . وجود ندارد؟

امكانپذيري مالي: با فرض امكانپذيري اقتصادي و فني، آيا بازار مصرف پذيراي محصول توليد شده خواهد بود؟ آيا سود معقول بدست مي‌آيد؟ نقطه سربسر هزينه و سود كجاست؟

2.4استقرار كارخانه يا سازمان:

گفته مي‌شود مكان فعلي استقرار بعضي از سازمانهاي توليدي و خدماتي مناسب نيست و به همين دليل هزينه‌هاي زيادي را بايد متحمل گردند؟ چه نكاتي در استقرار و انتخاب مكان اين سازمانها بايد در نظر گرفته مي‌شد؟

عواملي از قبيل دسترسي به نيروي كار، تاريخچه كارگري منطقه، تأثير صنايع موجود بر نيروي كار، دسترسي به نيروي برق، آب، گاز و ديگر سوخت‌ها، آلودگي آب، امكان دفع فاضلاب، ميزان حمل و نقل و دسترسي به جاده، منابع مواد اوليه و فاصله آن از محل كارخانه، دسترسي به بازار مصرف، امكان استفاده از بازار محلي، منازل و واحدهاي مسكوني، سطح تحصيلات، رفاه و بهداشت، امكانات تفريحي، مشخصات جغرافيايي و اقليمي منطقه، وضعيت آب و هوا، وجود مركز آتش‌نشاني و امدادرساني، وجود هماهنگي بين واحدهاي توليدي در منطقه، رويكرد مسئولين منطقه، وضعيت صنايع مكمل در منطقه و ميزان سهولت دسترسي به منابع مالي براي سرمايه‌گذاري بايد در استقرار و انتخاب مكان در نظر گرفته شوند. در مبحث استقرار سازمان يا كارخانه، اين عوامل به شكل سيستماتيك و تحليلي مورد بررسي قرار گرفته و بر اساس آنها بهترين مكان استقرار انتخاب مي‌شود. روش‌هاي تصميم‌گيري، رتبه‌بندي و مدل‌هاي رياضي مكان‌يابي از جمله تكنيك‌هايي  هستند كه براي اين منظور بكار گرفته مي‌شوند.

3.4طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي و خدماتي:

فرض كنيد قرار است كارخانه‌هايي با حوزه‌هاي توليد مواد غذايي، مواد شيميايي، خودرو و لوازم الكترونيك احداث شوند؟ به نظر شما چه تخصص‌هايي در طرح‌ريزي هر يك از اين واحدهاي صنعتي موردنياز است؟ به ترتيب در هر حوزه آيا تخصص مهندسي صنايع غذايي، مهندسي شيمي، مهندسي مكانيك و مهندسي الكترونيك براي طرح‌ريزي كافي است؟ هر يك از اين تخصص‌ها در چه فعاليت‌هايي از طرح‌ريزي مفيد واقع مي‌شوند؟ آيا اين تخصص‌ها آنگونه شناخت و دركي كه مهندس صنايع و سيستم‌ها از سيستم‌هاي توليدي و خدماتي دارد را دارا مي‌باشند؟ آيا طرح‌ريزي هر يك از اين كارخانه‌ها به يك تيم طراحي نياز ندارد؟ هماهنگ‌كننده اين تيم بايد چه تخصصي داشته باشد؟ چه تخصصي مي‌تواند از مجموع نظرات تخصص‌هاي مختلف نتيجه‌گيري كند؟

طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي و خدماتي يا هر گونه سازمان ديگر ممكن است نيازمند تخصص‌هاي مختلفي باشد كه در رأس آنها تخصص مهندسي صنايع و سيستم‌ها قرار دارد. طرح‌ريزي از جمله فعاليت‌هايي است كه در آن از بيشتر تكنيك‌هاي مهندسي صنايع استفاده مي‌شود. معمولاً مراحلي كه در طرح‌ريزي در نظر گرفته مي‌شود عبارتند از:

(1) مطالعات امكانپذيري

(2) طراحي محصول

(3) طراحي فرايند ساخت( مسير توالي عمليات‌هاي مختلف روي قطعات)

(4) طراحي عمليات ساخت (با كدام ماشين، كدام اپراتور، چگونه، چه مقدار فشار و چه مواد اوليه و . . .)

(5) طرح‌ريزي واحدها (چه نوع ماشين‌آلات، چه نوع استقرار، چه نوع ابزار، ايستگاه‌هاي كاري و . . .)

(6) طرح ساختمان و تأسيسات

(7) برآورد هزينه‌هاي انجام كار

(8) ارزيابي مالي طرح

(9) ساخت ماشين‌آلات

(10) تهيه زمين، آماده‌سازي زمين و ساختمان

(11) خريد ماشين‌آلات و آموزش پرسنل

(12) نصب و راه‌اندازي ماشين‌آلات

(13) شروع توليد

(14) انبار و توزيع

(15) فعاليت‌هاي بازاريابي براي توسعه و گسترش دامنه فعاليت‌ها

(16) بررسي مشكلات اجتماعي و سعي در رفع آن (بازخورد اطلاعات و مشكلات)

4.4 برنامه‌ريزي حمل و نقل:

هزينه‌هاي حمل و نقل بخش قابل ملاحظه‌اي (بين 25 تا 50 درصد) از هزينه‌هاي واحدهاي صنعتي و خدماتي را به خود اختصاص مي‌دهند. حمل و نقل مواد اوليه به محل كارخانه، حمل مواد به بخش توليد، حمل و نقل بين بخش‌هاي توليد، حمل محصولات ساخته شده و توزيع محصولات ساخته شده در بازار، مواردي هستند كه هزينه‌هايي را به كارخانه تحميل مي‌كنند در صورتي كه هيچ گونه نقش بهره‌ور در توليد ندارند. چگونه مي‌توان هزينه‌هاي حمل و نقل را كاهش داد؟ برنامه‌ريزي حمل و نقل شامل اصول و تكنيك‌هاي رياضي است كه سعي در كاهش هزينه‌هاي حمل و نقل دارند.

5.4 جانمايي بخش‌ها:

ممكن است عليرغم وجود يك سيستم و برنامه‌ريزي حمل و نقل مناسب، هزينه‌هاي حمل و نقل بخش قابل ملاحظه‌اي از هزينه‌هاي كارخانه باشد. يكي از دلايل هزينه بالاي حمل ونقل مي‌تواند استقرار نامناسب بخش‌هاي توليدي باشد. آيا مي‌توان استقرار بخش‌هاي توليدي را به گونه‌اي تغيير داد كه كل مسافات حمل و نقل كاهش يابد؟ آيا تغيير محل بخش‌هاي توليدي و سرمايه موردنياز براي آن در مقايسه با ميزان كاهش هزينه‌ حمل و نقل توجيه‌پذير است؟

تهيه طرح استقرار بخش‌هاي توليدي يا استقرار بخش جديد در كنار بخش‌هاي فعلي توليد، از جمله فعاليت‌هاي مهندسي صنايع و سيستم‌هاست. بررسي ارتباط بين بخش‌هاي توليدي، تعيين حجم حمل و نقل بين واحدها، بررسي نكات ايمني در جانمايي، بهينه‌سازي حمل و نقل بين بخش‌ها و ارائه طرح بهينه استقرار از جمله موارد اين فعاليت است. جانمايي علاوه بر استقرار بين بخشي، استقرار درون‌بخشي را در نظر مي‌گيرد. نحوه استقرار ماشين‌آلات درون يك بخش، نيروي انساني نسبت به ماشين‌آلات، ايستگاه‌هاي كاري، انبارهاي واسط و . . . از جمله عناصر استقرار درون بخشي هستند.

6.4 ارزيابي كار و زمان:

يك بخش توليدي از يك كارخانه را در نظر بگيريد. اين بخش سيستمي متشكل از نيروي انساني، فضاي فيزيكي، تجهيزات و ماشين‌آلات، مواد اوليه يا مواد در جريان ساخت، انرژي و اطلاعات است. ظرفيت اين بخش توليدي به چه ميزان است؟ آيا اين ظرفيت مي‌تواند افزايش يابد؟ چگونه مي‌توان ظرفيت توليد بخش را افزايش داد؟ آيا از صنايع موجود در اين بخش (نيروي انساني، فضا، تجهيزات و ماشين‌آلات، مواد، انرژي و اطلاعات) به شكل بهينه استفاده مي‌شود؟ چه بهبودهايي مي‌توان در اين بخش ايجاد كرد؟

ارزيابي كار و زمان (مطالعه كار و زمان سنجي)، توالي عمليات، تعادل خط توليد و مونتاژ، استقرار بهينه تجهيزات، برنامه‌ريزي حمل و نقل درون بخشي، طراحي بهينه ايستگاه‌هاي كاري، طراحي و استقرار انبارهاي واسط از جمله مباحث مهندسي صنايع و سيستم‌ها هستند كه مي‌توانند در بهبود يك بخش توليدي بكار گرفته شوند.

7.4كنترل موجودي:

فرض كنيد در كارخانه شما براي توليد محصولات مختلف از مواد اوليه مختلف و به مقادير متفاوت استفاده مي‌شود؟ توليد شما تا زماني ادامه خواهد داشت كه مواد اوليه موجود باشد؟ براي حذف وقفه‌هاي توليد (كه خود هزينه‌هايي در بر دارد) چه مي‌كنيد؟ آيا ميزان زيادي از مواد اوليه را انبار مي‌كنيد تا براي مدت قابل ملاحظه‌اي مطمئن باشيد كه توليد ادامه خواهد داشت؟ آيا هزينه‌هاي انبارداري افزايش نخواهد يافت؟ آيا فضاي انبار به قدر كافي موجود است يا اينكه به صورت دوره‌اي سفارش مواد اوليه مي‌دهيد؟ در اين صورت آيا هزينه‌هاي سفارش بالا خواهد بود؟ چه سياستي را بايد اتخاذ نمود تا حداقل هزينه را در بر داشته باشد؟ علاوه بر مواد اوليه، موجودي قطعات يدكي تجهيزات و ماشين‌آلات به چه ميزان بايد باشد؟ ميزان استفاده از قطعات يدكي در سال چيست؟

با استفاده از تكنيك‌هاي كنترل موجودي مي‌توان به پرسش‌هاي فوق پاسخ داد. تعيين ميزان سفارش اقتصادي، ذخيره احتياطي، طول دوره سفارش از جمله مواردي هستند كه با استفاده از اين تكنيك‌ها تعيين مي‌گردند.

8.4برنامه‌ريزي توليد:

هدف واحدهاي توليدي پاسخگويي به تقاضاي بازار مصرف است و تغيير تقاضاي مصرف تأثير مستقيم بر توليد واحدها خواهد داشت. براي هماهنگي با تقاضاي بازار چه سياستي براي توليد بايد اتخاذ نمود؟ آيا همواره با يك نرخ ثابت بايد توليد كرد؟ تقاضا چگونه بر ميزان توليد تأثير مي‌گذارد؟ چه هزينه‌هايي در توليد و تغيير ميزان توليد نقش دارند؟ براي پاسخگويي مناسب به بازار آيا توليد بيشتر از تقاضا و نگهداري آن در انبار كالاهاي ساخته شده، راهكار مناسبي است؟ هزينه‌هاي نگهداري بيشتر است يا هزينه‌هاي راه‌اندازي مجدد توليد؟ تركيب بهينه توليد محصولات چيست؟

با استفاده از مفاهيم و تكنيك‌هاي برنامه‌ريزي توليد مي‌توان به راهكارهايي رسيد كه در آن مجموع هزينه‌هاي توليد، نيروي انساني، راه‌اندازي و موجودي را به حداقل خود رساند. در اين مبحث از تكنيك‌ها و مدل‌هاي رياضي و هيوريستيك استفاده ‌مي‌گردد و مي‌توان به راهكاري دست يافت كه در آن ميزان توليد از هر محصول در هر دوره زماني از افق برنامه‌ريزي تعيين شده است. پيش‌بيني بازار مصرف نيز از جمله مواردي است كه در برنامه‌ريزي توليد مورد بحث قرار مي‌گيرد. با استفاده از برنامه‌ريزي توليد از نوسانات توليد كاسته شده و استخدام و اخراج كارگران نيز كاهش مي‌يابد.

9.4سيستم‌هاي برنامه‌ريزي مواد موردنياز:

با توجه به ارتباط مستقيم بين مواد اوليه و منابع ساخت با توليد و تأثير متقابل آنها بر يكديگر، در بعضي موارد برنامه‌ريزي مستقل موجودي و توليد، راهكار مناسبي نخواهد بود و استفاده از سيستم‌هاي برنامه‌ريزي مواد موردنياز ضروري خواهد بود. با بكارگيري اين سيستم‌ها، ميزان توليد، سفارش، موجودي و زمان‌هاي توليد و سفارش در قالبي هماهنگ ارائه خواهد شد و هزينه‌ها به حداقل كاهش خواهد يافت.

10.4برنامه‌ريزي نگهداري و تعميرات:

وقفه‌هاي توليد هزينه‌هاي زيادي از جمله بيكاري كارگران، راه‌اندازي مجدد، سود از دست رفته و ايجاد ضايعات را به دنبال دارد. يكي از علل وقفه‌هاي توليد، خرابي ماشين‌آلات و تجهيزات است. براي جلوگيري از خرابي‌ها چه اقداماتي مي‌توان انجام داد؟ آيا انجام تعميرات و نگهداري دوره‌اي راه حل اين مشكل خواهد بود؟ به چه اطلاعاتي از خرابي‌ها نياز است؟ نگهداري‌ها، تعويض‌ها و تعميرات در چه زمانهايي بايد انجام شود؟ چه چك‌ليست‌هايي بايد طراحي گردد؟

در برنامه‌ريزي نگهداري و تعميرات با استفاده از تكنيك‌هاي پيش‌بيني و آماري، زمان نگهداري پيشگيرانه و تعويض‌ها محاسبه شده و در قالب يك سيستم اطلاعاتي- عملياتي نظام‌مند مي‌گردند. با بكارگيري چنين سيستمي، بخش قابل ملاحظه‌اي از وقفه‌هاي توليد كه ناشي از خرابي ماشين‌آلات هستند برطرف خواهد شد.

11.4كنترل كيفيت:

توليد محصولات باكيفيت، چه از جهت رقابت در بازار و چه از لحاظ اخلاقي داراي اهميت بالايي است. كيفيت محصولات مي‌تواند متأثر از عواملي از قبيل تجهيزات توليد، مواد اوليه، نيروي انساني و فرهنگ سازماني حاكم بر محيط سازمان، دانش فني، آموزش و . . . باشد. در اينجا اين پرسش مطرح مي‌گردد كه چگونه مي‌توان هر يك از اين عوامل را در جهت دستيابي به كيفيت مطلوب كنترل نمود.

كنترل كيفيت يكي از مباحث مهندسي صنايع و سيستم‌هاست. كنترل كيفيت علاوه بر دسترس‌پذير كردن كيفيت، بهره‌وري فعاليت سازمان را نيز افزايش مي‌دهد. در اين راستا بسته به نوع عوامل مؤثر در كيفيت و وسعت حوزه بررسي، كنترل كيفيت آماري، تضمين كيفيت و كنترل كيفيت فراگير مطرح شده‌اند. هر يك از كنترل‌هاي اشاره شده به مقدمات و ابزاري نياز دارند كه طراحي و پياده‌سازي آنها در مهندسي صنايع و سيستم‌ها مورد مطالعه قرار مي‌گيرند.

12.4مديريت و كنترل پروژه:

فرض كنيد قرار است يك بخش، يك انبار، يك واحد يا يك كارخانه احداث كنيد. چه فعاليت‌هايي براي اين هدف بايد در نظر گرفته شوند؟ اين فعاليت‌ها به چه توالي و با چه پيش‌نياز و پي‌آيندي انجام شوند؟ هر فعاليت در چه مدت زماني بايد انجام شود؟ تاريخ مجاز براي شروع و خاتمه هر فعاليت چيست؟ انجام هر فعاليت به چه منابعي نياز دارد؟ منابع مورد نياز به چه ميزان و در چه زمان‌هايي قابل دسترس هستند؟ مدت زمان انجام كل فعاليت‌ها چقدر خواهد بود؟ در صورت تأخير در انجام يك يا چند فعاليت، چه تأخيري در دستيابي به هدف ايجاد مي‌شود؟

پروژه به كار يا مجموعه‌ فعاليت‌هايي گفته مي‌شود كه تكرار پذير نباشند. براي مثال توليد يك محصول، يك فعاليت تكراري است كه يك كارخانه در طول سال‌ها انجام مي‌دهد ولي احداث يك بخش جديد كاري ممكن است در طي سال‌ها تنها يك بار اتفاق بيافتد. تكنيك‌هايي كه در مديريت و كنترل پروژه مورد استفاده قرار مي‌گيرند به تمامي پرسش‌هاي فوق پاسخ مي‌دهند و تصوير مناسبي از وضعيت پروژه را كه ممكن است شامل هزاران فعاليت باشد در اختيار مديريت قرار مي‌دهد.

13.4برنامه‌ريزي نيروي انساني و سيستم‌هاي حقوق و دستمزد:

يكي از مهمترين عوامل توليد نيروي انساني است. براي انجام يك فعاليت توليدي با بهره‌وري مطلوب ضروري است كه ميزان و تخصص نيروي انساني موردنياز تعيين شود. در اين راستا بايد مشخص شود كه فعاليت توليدي چيست، چگونه انجام مي‌شود و نيروي انساني انجام دهنده آن چه خصوصياتي بايد داشته باشد. به عنوان مثال كارگر موردنياز بايد چه سطحي از تحصيلات داشته باشد و از لحاظ خصوصيات فيزيكي داراي چه قد و وزني باشد؟

مهندسي صنايع با استفاده از مباحث و تكنيك‌هاي برنامه‌ريزي نيروي انساني، شرح و خصوصيات فعاليت‌هاي توليدي را مشخص كرده و ميزان حقوق و دستمزد نيروي انساني را برآورد كند. به منظور تعيين ميزان حقوق و دستمزد، هر فعاليت ارزيابي شده و بر اساس معيارهايي، ارزش‌گذاري مي‌گردد.

14.4مهندسي فاكتورهاي انساني:

همانطور كه گفته شد نيروي انساني يكي از مهمترين عوامل توليد است. نيروي انساني موجود در سيستم در تعامل با ديگر اجزاي سيستم يعني مواد اوليه، تجهيزات و ماشين‌آلات، انرژي و اطلاعات است. هر يك از اجزاي سيستم به نيروي انساني چه تأثيري مي‌گذارد و چه تأثيري مي پذيرد؟ اجزاي سيستم بايد داراي چه خصوصياتي باشند تا باعث كاهش بهره‌وري نيروي كار نگردند؟ از لحاظ اخلاقي چه استانداردهايي براي هر يك از اجزاي سيستم بايد در نظر گرفته شود تا موجب آسيب رساندن به نيروي كار نگردد؟ محيط كار بايد چگونه طراحي شود تا روحيه پرنشاطي را در نيروي انساني تقويت كند؟ خصوصيات فرهنگي و اجتماعي سازمان چه تأثيري بر نيروي انساني دارند؟

مهندسي صنايع در اين حوزه با بررسي محيط كار، ماشين‌آلات، سيستم ارتباطات، ساختار نظارت و ساختار سازماني و با تهيه استانداردهاي موردنياز، اقدامات لازم را براي برقراري تطابق استانداردها با عوامل انساني ارائه مي‌دهد. مجموعه تكنيك‌ها و مفاهيم ارگونومي و روانشناسي اين حوزه، عنوان مهندسي فاكتورهاي انساني گرفته است.

15.4سيستم‌هاي اطلاعات:

هر سازمان، بزرگ يا كوچك، به شدت وابسته به اطلاعات است. سازمان به اطلاعاتي از مشتريان، بازار، تهيه‌كننده‌هاي مواد اوليه و رقبا نياز دارد. هم‌چنين بايد اطلاعات دقيقي از كارمندان و كارگران و مهارت‌هاي آنها، سطح بهره‌وري، توانايي تجهيزات و ماشين‌آلات، نحوه انجام فرايندها، ظرفيت توليد، خصوصيات فرايندهاي توليد، محل انجام هر فعاليت و . . . در دسترس باشد. مهندسين صنايع نيز در انجام همه فعاليت‌هاي خود نياز به اطلاعات مستند و مدون از محيط داخلي و خارجي سازمان دارند. چگونه بايد اطلاعات موردنياز جمع‌آوري شوند؟ از هر فعاليت توليدي يا خدماتي، امور پشتيباني، اداري و مالي چه داده‌هايي بايد جمع‌آوري شود؟ چه فرم‌ها و چك‌ليست‌هايي موردنياز است؟ مديريت به چه اطلاعاتي نياز دارد؟ در چه مواردي از تصميم‌گيري به اطلاعات نياز هست؟ از اطلاعات چگونه مي‌توان در تصميم‌گيري استفاده نمود؟ فناوري جمع‌آوري اطلاعات در سازمان چه خصوصياتي بايد داشته باشد؟ چه سطحي از مكانيزه‌كردن سيستم موردنياز است؟

اطلاعات به عنوان يكي از اجزاي سيستم نقش مهمي در فعاليت‌هاي مهندسي صنايع به عهده دارد. ضرورت جمع‌آوري، سازماندهي و استفاده از اطلاعات در تصميم‌گيري، شاخه‌اي به وجود آورده است كه در هر فعاليت مهندسي صنايع به كار گرفته مي‌شود. سيستم‌هاي اطلاعات به علت اهميت و وسعت، در سطوح كلاسيكي از جمله سيستم‌هاي پردازش مبادلات، سيستم‌هاي اطلاعات مديريت، سيستم‌هاي پشتيبان تصميم‌گيري و سيستم‌هاي خبره دسته‌بندي شده‌اند كه در مهندسي صنايع و سيستم‌ها مورد مطالعه قرار مي‌گيرند.

 

مراجع:

- Banga, T. R., S. C. Sharma and N. K. Agarwal. 1995. Industrial Engineering & Management Science. Dehli: Khanna.

- Hicks, P. E. 1977. Introduction to Industrial Engineering & Management Science. New York: McGraw-Hill.

- Miller, M. M. and J. W. Schmidt. 1984. Industrial engineering and Operations Research. New York: John Wiley & Sons.

- Singh, J. 1972. Great Ideas of Operations Research. New York: Dover.

- Turner, W. C., J. E. Mize and K. E. Case. 1987. Introduction to Industrial and Systems Engineering. New Jersey: Printice-Hall.

- www.iie.ir

((پايان))

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 3:48 بعد از ظهر توسط صادق |

>>مهندسی صنایع <<Industrial Engineering ,

مهندسي، شامل كاربرد روشهاي تجزيه و تحليل اصول فيزيكي براي تبديل موادخام و ساير منابع به فرمي كه رضايت و احتياجات آدمي را تامين كند، ميباشد.
با پيشرفت علم و تكنولوژي و تعامل اين دو با هم، تخصص
ها و گرايشهاي مختلف مهندسي بوجود آمده اند. در اين ارتباط مهندسي صنايع رشته نسبتاً جديد است كه ضمن برخورداري از مفهوم كلي مهندسي، حوزههاي كاري فراتري را در مقايسه با ساير رشته ها مورد توجه قرار ميدهد. نوشته حاضر سعي دارد مطالبي را جهت آشنايي با مهندسي صنايع در قالب سر فصلهاي ذيل ارائه نمايد:


1.مهندسي صنايع چيست؟
2.
تاريخچه مهندسي صنايع.
3.
اهميت مهندسي صنايع.
4.
اصول فكري و ديدگاهها در مهندسي صنايع.
5.زمينه هاي فعاليت مهندسي صنايع.


1. مهندسي صنايع چيست؟


مهندسي صنايع عبارت از كاربرد اصول و تكنيكهايي به منظور بهبود، طراحي و نصب سيستمهايي شامل انسان، مواد، اطلاعات، انرژي و تجهيزات براي فراهم آوردن امكان توليد كالاها و ارائه خدمات بشكل كارا و مطلوب ميباشد.
براي بررسي، ارزيابي و كاربرد اين سيستمها، دانش و مهارتهاي علوم رياضي، علوم فيزيكي و علوم اجتماعي به همراه فنون و تكنيكهاي طراحي مهندسي مورد نياز است. فعاليت
هاي مهندسي صنايع همانند پلي است كه ارتباط بين اهداف مديريت و عملكرد عملياتي سازمان را ايجاد مينمايد.
مهندسان صنايع بيشتر درگير افزايش بهره
وري در مديريت منابع انساني، روشها و تكنولوژي هستند و حال آنكه ساير رشته هاي مهندسي بيشتر درگير ماهيت فني فرايندها و فراوردهها ميباشند. در واقع مهندسي صنايع تنها رشته مهندسي است كه عامل انسان يكي از مولفههاي اصلي سيستمهاي مورد مطالعه آن را تشكيل ميدهد. در نتيجه مهندسان صنايع در تيمهاي ميان رشتهاي براي امور برنامه ريزي، نصب و كنترل و بهبود فعاليتهاي موسسات به خدمت گرفته ميشوند. اين فعاليتها ممكن است فعاليت هاي توليد، نوآوري در محصولات، ارائه خدمات، حمل و نقل و جريان اطلاعات سازماني را شامل شود. با توجه به مطالب فوق، مهندسان صنايع بستر لازم براي تعامل تخصص هاي مختلف و كار گروهي را به بهترين وجه ايجاد نموده و در نتيجه امور طرح، برنامهريزي، اجرا و نظارت بر عملكرد نظامهاي توليدي خدماتي بشكل منسجم تر انجام ميشود و در نهايت انسجام امور به بهبود مستمر در جهت سهولت كارها، راحتي كاركنان، كاهش هزينه ها، ارتقا كيفيت و جلب رضايت مشتريان منجر ميشود.


2. تاريخچه مهندسي صنايع:


اولين جرقه
هاي پيدايش مهندسي صنايع بعنوان يك تخصص با آغاز انقلاب صنعتي در ابتداي قرن 19 زده شد. انقلاب صنعتي كه با ظهور اختراعات جديد خصوصاً در صنعت نساجي و اختراع ماشين بخار آغاز شد، باعث بكارگيري نيروي انساني بيشتر و افول صنايع كوچك دستي شد. با گسترش كارخانجات، نياز به مديريت و تفكر مديريتي بيش از پيش احساس شد. افراد بسياري در جهت ارتقا كيفيت محصولات تلاش كردند. آدام اسميت، پدر علم اقتصاد پيشنهاد تقسيم كار را داد. وي بيان كرد كه ميتوان با تقسيم كار در كارخانه پيچ سازي نتيجه كار را به مقدار زيادي بهبود بخشيد. بهموازات اختراعات و نوآوري در فرايندها، روشهاي حسابداري و هزينه يابي گسترش يافتند. روشهاي تحليل علمي، آزمايشات و اثباتهاي علمي در طراحي و ساخت ابزارآلات و ماشينها بكار گرفته شد و در نتيجه، اثرگذاري اين تحولات در تفكر سازماني مديريت موجب شد مديريت علمي به عنوان يك نگرش و روش حرفهاي مطرح شود. اولين تلاش براي علمي شدن مديريت از آمريكا شروع شد. در سال 1881 فردريك تيلور پدر مديريت علمي، انديشههاي خود را توسعه داد. فرانك گيلبرت و همسرش ليليان در جهت مطالعه كار با بررسي حركات توانستند ابزار جديدي را ابداع كنند. همچنين آنان به مسائل روانشناسي و انگيزههاي انساني توجه نمودند. عملكرد پرداخت پاداش و نتايج قابل قبول آن توسط امرسان ايجاد و توسعه يافت. مجموعه فعاليتهاي تيلور و هم عصرانش براي فرموله كردن اصول اساسي به عنوان روشهاي علمي مديريت متمركز شده بود كه اين فعاليتها بهزودي تحت عنوان مديريت علمي شناخته شد.
كار اين افراد توسط انجمن مهندسين مكانيك آمريكا ارج نهاده شد و عرصه براي فعاليت تيلور و همفكرانش توسط اين انجمن ايجاد شد. در سال 1912 انجمني براي ارتقا و رشد مديريت بنا نهاده شد كه در سال 1915 انجمن تيلور نام گرفت. اين انجمن از سال 1934 با عنوان انجمن مهندسي صنايع فعاليت خود را ادامه داد. در اين دوران مديران علمي داراي تحصيلات مهندسي بودند و بسياري خود را مهندس صنايع قلمداد ميكردند و گروهي نيز در حيطه مديريت به عنوان مشاوران مديريت مطرح بودند. بتدريج مواد درسي و مدرك مهندسي صنايع و برنامه
هاي مربوطه مورد توجه قرار گرفت و در نهايت دانشكدههاي مهندسي صنايع ايجاد و توسعه يافتند.


3. اهميت مهندسي صنايع:


مرور توانمنديها و خدمات مهندسي صنايع نقش و اهميت مهندسي صنايع را بوضوح بيان ميكند. امروزه حيات اقتصادي سازمانها و موسسات توليدي و خدمات در بازار رقابتي شديد جهاني به استفاده بهينه از منابع در دسترس وابسته است.عموماً منابع در دسترس شامل مواد، منابع انساني، ماشين
آلات (شامل تجهيزات، لوازم جانبي، امكانات مورد نياز شامل فضا و انرژي و ...)، منابع اطلاعاتي و منابع مالي طبقه بندي ميشوند. ايجاد ونگهداري منابع ياد شده هزينه هايي را براي سازمان به دنبال دارد. هزينه تمام شده واحد محصول هر موسسه متأثر از نحوه به كارگيري اين منابع است. هر شركت توليدي يا خدماتي كه بتواند هزينه هاي خود را به حداقل ممكن برساند و به بياني ديگر توانايي استفاده بهينه از منابع را در تمام اركان سازماني خود ايجاد نمايد يا حاشيه سود بيشتري به دست خواهد آورد و يا قادر خواهد بود كه قيمتهاي فروش خود را با حفظ حاشيه سود قبلي، كاهش دهد. اين بدان معني است كه قدرت رقابتي موسسه مذكور در بازار افزايش مييابد. با توجه به تحولات اقتصاد جهاني قدرت رقابتي شرط اساسي موفقيت در كسب و كار نوين محسوب ميشود. در كنار اين مسائل، توجه به نوآوريها و ارتقا كيفي محصولات و خدمات كه از طريق تلاش براي يافتن طرحهاي بهبود يافته و همچنين تحول در فرآيند كسب و كار نيز بقا و رشد موسسات را در پي خواهد داشت. با توجه به مراتب فوق اگر ضرورتها و نيازمنديهاي رسيدن به امور مذكور را با تكنيكهاي مهندسي صنايع تطبيق دهيم مشاهده ميشود كه مهندسي صنايع ابزار لازم براي حصول اهداف سازماني را بطور فراگير و سيستماتيك فراهم ميآورد و اين نشانگر نقش و اهميت بالاي مهندسي صنايع بعنوان موتور محرك حركت سازمانهاي امروزي است.


4. اصول فكري و ديدگاهها در مهندسي صنايع:


اساس مهندسي در هر گرايشي طراحي مبني بر اندازهگيري، محاسبه و تحليل با استفاده از علوم رياضي و تجربي شكل ميگيرد. در نتيجه حرفه مهندسي كاملاً ديد فني و ماشيني دارد كه موجب محدوديت ديدگاه در ابعاد خاص شده و برخي موضوعات مانند يافتن بهترين روشهاي مديريتي و ارتباطات انساني در ديدگاه محض مهندسي ناديده گرفته ميشود. مهندسي صنايع با در برداشتن نگرش سيستماتيك و فراگير ارتباط تخصصهاي مختلف و نهاد مديريت سازمان را ايجاد نموده و امور برنامهريزي، سازماندهي، هدايت و نظارت بر امور اجرايي با هماهنگي بيشتري دنبال ميگردد. اين نگرش استمرار همان سير تفكر تيلور و هم عصران وي ميباشد كه با تلاش تك تك آنان مجموعه اصول و نگرشهاي مديريت علمي موجوديت يافت. مديريت علمي همان نگرش سنتي مهندسي صنايع است. با پيشرفت مديريت علمي، مهندسي صنايع با تفكري بر مبناي علوم رياضي، فيزيكي، اجتماعي و اقتصادي در عرصه صنعت و خدمات ظهور كرد كه به معني ايجاد يك تفكر فراگير و سيستماتيك بود. نگاه مهندسي صنايع به مسائل از زوايا و ديدگاههاي مختلف همانند توجه به خروجي و محصول سيستم، توجه به مشتري ويا نگرش به بهرهوري سازمان قابل طرح و پيگيري ميباشد كه بر مبناي اصول فكري تقريباً يكساني دنبال ميگردد. اكنون بايد ديد كه اصول فكري مهندسي صنايع بر چه عواملي استوار است. در اين راستا بطور خلاصه اصول فكري مهندسي صنايع ذيلاً ارائه شده است.
1- خلاقيت
:
فعاليت اصلي هر مهندس صنايع ارائه طرح براي بهبود سيستمهاي جاري و يا ارائه طرح جديد ميباشد كه به همين منظور قوياً نياز به خلاقيت و نوعآوري جهت ارائه طرحهاي نو و بديع ميباشد. در واقع با توجه به گستردگي مسائل، مهندسي صنايع همانند اقيانوسي از فنون و علوم مختلف به عمق نيم متر با برخورداري از زمينه خلاقيت وابتكار به مهندسين صنايع اين امكان را ميدهد كه در جهت حرفه كاربردي مورد نظر به تعميق دانش خود پرداخته و فرصتي فراهم ميشود تا ايده
هاي جديد و خلاق در زمينه هاي مربوطه مطرح گردد.
2- تفكر فراگير
:

نگرش سيستماتيك و فراگير برجستهترين خصوصيت مهندسي صنايع است و اطلاق مهندسي صنايع و سيستمها به اين رشته بي ارتباط با اين نگرش نيست. نگرش فراگير موجب ميشود مسائل از كل به جز و تعامل اجزا با هم مورد بررسي دقيق قرار گرفته و مدل كاملي از سيستمهاي مورد نظر تهيه و مسائل مورد نظر آن به بهترين شكل طرح و بررسي ميگردد.
3- رهبري گروه
:
هر سيستمي كه طرح ميشود اگر بدرستي اجرا نشود منتج به نتيجه نخواهد شد بلكه حسن اجرا سيستم طراحي شده يك ضرورت مهم تلقي ميشود. لذا آشنايي با كليت سيستم مورد نظر و نقش اجزا در كاركرد صحيح آن اين امكان را فراهم ميآورد كه هدايت و رهبري گروه كاري مجري سيستم با انگيزه بيشتري دنبال گردد و در واقع علاوه بر طراحي سيستم مورد نظر، مهندسي صنايع سيستمهاي پيادهسازي و اجرا را نيز پيريزي نموده و نقش رهبري گروههاي كاري را موثرتر دنبال مينمايد.
4- مديريت زمان
:
انجام كار بدون توجه به ظرف زماني و تحويل به موقع خروجي مورد نظر سيستم، ارزش زيادي نميتواند داشته باشد. امروزه اهميت زمان و فرصتهاي آن با توجه به عرصه تنگاتنگ رقابت اقتصادي براي همگان واضح و بديهي است. در اين خصوص مهندسي صنايع با درك موضوع تكنيكهايي را بكار ميگيرد كه عامل زمان اجراي اجزاي كاري را در تمامي فرايندها مورد توجه و مديريت قرار ميدهد.
5- ارتباط بهرهوري و بهبود مستمر
اعتقاد به ارتقا بهرهوري و بهبود مستمر يك اصل با ارزش در مهندسي صنايع است. اكتفا به وضعيت فعلي جز در جا زدن نتيجه ديگري نخواهد داشت. لذا مهندسي صنايع با پذيرش اين مطلب كه سطح دانش و مهارتها يك مقوله نسبي همواره سعي در افزايش بهرهوري و بهبود وضعيت كاري نموده و سعي ميشود همواره امور اثر بخشتر و كاراتر شود. نگرش بهبود مستمر اين امكان را ميدهد كه هر روز به فكر ارتقا هر چند به اندازه كوچك باشيم.
6- ذهن كنجكاو و يادگيري
:
يادگيري فرايندي است كه نميتوان بر آن حد و مرز تعيين كرد. مهندسي صنايع به منظور مطالعه و پيگيري مسائل همواره به اين نكته توجه دارد كه هر مورد را ، منحصر به فرد بررسي نمايد و جهت شناخت آن فرض بر اين است كه از تصورات ذهني دوري نموده و سعي بر تعيين كشف واقعيتهاي حاكم بر اجزا و كل سيستم ميباشد. لذا عدم وجود تعصب خاص به ماهيت فني امور موجب ميشود ذهنيت كنجكاو براي كشف حقايق نهفته در پديده
ها تقويت شود و مهندس صنايع با ذهن دژم كمتر ميتواند راهحلهاي ابتكاري و راهگشا براي مسائل مورد نظر ارائه نمايد.


5. زمينه هاي فعاليت مهندسي صنايع:


با پيشرفت و تحول سريع علوم و فنون و پيچيدگي
هاي روز افزودن آن، بالطبع نظامهاي توليدي و خدماتي نيز گسترش يافتهاند كه در اين ميان اداره صحيح و مناسب اين گونه واحدها مستلزم بكارگيري تكنيكهاي علمي و پيشرفته جهت پيشبيني مدلسازي، برنامهريزي، تأمين و تدارك، اجرا و نظارت و ارزيابي نتايج حاصله در راستاي وظايف مديريتي است. همانطوري كه ميدانيم فعاليت هر نظام اعم از توليدي يا خدماتي با اتكا بر فناوري خاص آن امكان تداوم و استمرار دارد و صرفنظر از ماهيت فني و صنعتي امر، فناوري داراي چهار جز اصلي يعني شامل 1- تجهيزات، امكانات توليدي و خدماتي 2- مديريت و سازمان 3- نيروي انساني 4- دانش فني است. از آنجا كه رشته هاي مهندسي مرسوم نظير مهندسي مكانيك، برق، ساختمان و ... بيشتر به ابعاد فني صنعت (مورد 1 و 4) توجه دارند. در فرايند كسب و كار رقابتي به تنهايي پاسخگوي مسائل پيچيده خدمات مهندسي و مديريتي مدرن امروزي كه بصورت سيستماتيك تحولات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و باورهاي انساني را در چرخه حيات سيستمهاي مورد توجه خود لحاظ نمي نمايند نيستند. لذا براي رفع چنين كمبودهايي در قرن حاضر بويژه طي چند دهه اخير، رشته جديدي تحت عنوان مهندسي صنايع با بهره گيري از علوم رياضي، فيزيكي، اجتماعي، اقتصادي و تكنيكها و فنون مهندسي بوجود آمده است. با توجه به مراتب فوق شايد مناسب بود اين رشته با عنوان مهندسي مديريت معرفي ميشد، چرا كه كاربردهاي آن محدود به صنعت نيست و هر موسسه انتفاعي و غير انتفاعي با جنبه صنعتي يا خدماتي ميتواند از فنون و تكنيكهاي مهندسي صنايع بهرهگيرد. مبحث صرف منابع و حصول حد اكثر نتيجه از منابع مصروفي چيزي نيست كه منحصر به صنعت يا بنگاه خاصي باشد و امروزه با توجه به كمبود ارتقاع سطح بهرهوري امري ضروري و حياتي محسوب ميشود كه نشانگر بستر گسترده براي فعاليتهاي مهندسي صنايع نفتي ميشود . مهندسي صنايع در حرفه ها و مشاغلي همچون، بانكداري، خدمات مشاورهاي، صنعت بيمه، شركتهاي هواپيمايي، كشتيراني، بيمارستانها، كارخانجات، كشت و صنعت، خدمات شهري، استاديومهاي ورزشي و يا هر مكان ديگري كه نياز به برنامهريزي، هدايت و مديريت و ارتقا بهره وري ميباشد كاربرد دارد. برخي از زمينههاي كاري مشخص مهندسي صنايع در بازار كسب و كار عبارتند از:
==<
برنامه ريزي استراتژيك و عملياتي سازمان
==<
مديريت توليد
==<
مديريت مهندسي
==<
مديريت پروژه
==<
مهندسي لجستيك
==<
سيستمهاي توليدي
==<
مهندسي سيستمهاي كيفيت
==<
مهندسي سيستمهاي اطلاعاتي
==<
مهندسي مالي
==<
مهندسي ارزش
==< مهندسي سيستمهاي بهره
وري
==< طراحي فرايندها و ساختارهاي سازماني

منبع:؟؟؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 11:4 بعد از ظهر توسط صادق |